فصل اول
خلاصه داستان : زندگی دختر جوانی است بنام يلدا که بنا به خواست پدرخوانده خود به صورت شش ماه با پسر پدر خوانده اش(شهاب) ازدواج میکند تا بنا به دلايلي مانند دو تا همخونه در کنار هم زندگی کنند و درمقابل ثروت پدر به صورت نصف نصف بینشون تقسیم بشه. این دو زندگی خود را درکنار هم آغاز میکنند و در اين داستان شخصيت شهاب خيلي مغرور و كم كم يلدا عاشق شهاب ميشود....





