[size=small]
آبانبار حوض و یا استخر سرپوشیدهای است که برای ذخیره آب معمولاً در زیر زمین ساخته میشود . در مناطق کمآب و کویری آب انبار را از آب باران و یا جویبارهای فصلی پر میکنند . آب معمولاً در زمستان ذخیره شده و در تابستان به کار میرود . آب انبارها از جمله تأسیسات وابسته به قنات ها و کاریزها هستند .
نحوه ساخت آب انبار ، تصفیه و عایق بندی آن با اصول مهندسی و علمی مطابقت دارد . برای تصفیه از روشهای فیزیکی و شیمیایی استفاده میشود . ته نشین شدن مواد زاید ، اضافه کردن حجم مشخصی از نمک به منظور تجزیه آن و میکروب کشی توسط کلر آزاد شده ، استفاده از ترکیبات آهکی جهت گندزدایی و استفاده از کیسههای زغال به منظور بو گیری از جمله این روشها است .
از معروفترین آبانبارها آبانبار ششبادگیری و آبانبار تکیه امیرچقماق در شهر یزد در ایران است . در شهر گناباد نیز آب انبارهای عظیمی وجود داشته است که حداقل سه مورد آنها در توسعه شهری تخریب شده است . آب انبار مرکز گناباد در خیابان شریعت سابق تا سال 1363 شمسی فعال و مورد بهره برداری مردم بود . در زمستان آب برف و یخ را روانه این آب انبار میکردند و در تابستان آب سرد و خنک مینوشیدند به این آب انبار یخچال خانه هم میگفتند .
تاریخچه آب انبار
انبارهاي ذخيرة آب در آغاز گودالهايي بود كه خود به خود از آب باران و سيلابها پر ميشد . به تدريج بشر خود به انبار كردن آب در اين گودالها پرداخت و سرانجام به ايجاد انبارهاي آب در جاهاي مورد نياز خويش دست يافت . با پيشرفت تمدن روشهاي ذخيرة آب نيز تكامل پیدا نمود . در تمدنهاي ايران ، مصر و بينالنهرين آب را در آبانبارهاي سرپوشيدة غيرقابل نفوذي كه از تبخير شدن آب و آلودگي آن جلوگيري ميكرد ذخيره ميكردند . در كشورهاي يونان و روم نيز از اين شيوه براي ذخيرة آب استفاده ميشد و تاريخ ايجاد برخي آبانبارها در فلسطين به دوران نَبَطيان باز ميگردد . يكي از كهنترين نمونههاي آب انبار در ايران و در كنار محوطة چُغازَنبيل ، مربوط به هزارة 2قم و دوران شكوفايي تمدن ايلام است ، ولي اين اندازه اطلاعات و مدارك براي بررسي دقيق مصالح ، ابزارها ، سبك و روشهاي معماري آبانبارها در اين روزگاران كافي نيست .
در ایران ، شرايط اقليمي خشك و نيمه خشك بخش عمده اي از کشور ، تاثير ژرف و بنيادي در خلق پديدههاي گوناگون معماري اين سرزمين گذاشته است . ريزشهاي آسماني در ايران ، به جز ناحيه شمالي و سواحل درياي مازندران ، در بقيه نواحي بسيار كم است . به همين دليل ، از ديرباز در بيشتر دشتهاي وسيع ايران ، براي دسترسي به آب ، تلاش چشمگيري صورت گرفته و ايرانيان با بهره جستن از تمامي تواناييهاي خود ، دهها كيلومتر قنات حفر كرده اند . آنها در كنار ساخت قناتها و سدها ، به ذخيره سازي آبهاي فراوان زمستاني براي به مصرف رساندن آنها در فصلهاي گرم سال نيز توجه داشته اند و براي تحقق اين مساله ، «آبانبار» را بنيان گذاشته اند.
آبانبارها علاوه بر نقش مهمي كه در زندگي روزمره مردم داشته اند ، از موقعيت خاصي نيز در فرهنگ و اعتقادات مردم اين سرزمين ، بهره مند بوده اند . پيوند ميان آب و آيينهاي مذهبي ، در دوران بعد از اسلام نيز در ايران ادامه يافت ؛ به گونه اي كه نيايشگاههاي آناهيد ، جاي خود را به مصليهاي شكوهمند خارج از شهر داد.
آبانبارها در بافت شهرهاي حاشيه كوير ، مركز بسياري از آباديها و شهركها و محلهها بودهاند و در بسياري از محلهها بزرگترين و چشمگيرترين واحد معماري به شمار ميروند.
فن ساختمان و شيوه معماري در ساختمان آبانبارها داراي اعتبار خاصي است ؛ چرا كه سازندگان اين واحدها با دقت و نكتهسنجي بسيار، به مسايل عمده اي چون ميزان فشار آب بر كف و سطح آبانبار ، مساله اندود داخل بنا ، تهويه ، تصفيه و جلوگيري از آلودگي آب ، توجه كامل داشتهاند.
هنر تزيين نماي خارجي اين آبانبارها ، به خصوص سردر ورودي آنها و در برخي از موارد ، انتخاب اشعار جالبي براي كتيبه بالاي سردر ، همگي نشان دهنده آن است كه اين بناها با بسياري از ويژگيها و روحيات ساكنان پيرامون خود ، ارتباط نزديك و مستحكمي داشته اند.
ماكسيم سيرو احتمال ميدهد كه آبانبارهاي استوانهاي و ستوندار از نواحي مجاور مديترانه از طريق اسيران جنگي كه در زمان ساسانيان به دست پادشاهان ايران اسير ميگرديدند اقتباس شده باشد . در دوران حكومت اسلامي تأكيد بر مسائل مربوط به بهداشت و طهارت باعث گرديد كه ساختن مخازن آب (حوض ، آب انبار ، خزينه حمامها ) به عنوان يك عنصر اساسي در زندگي مسلمانان در مساجد يا در كنار و نزديك آنها بيش از پيش متداول گردد و با تكامل و توسعة كشاورزي و تجارت در اين دوران ساختن آب انبارها در روستاها و در مسير جادههاي كاروانرو گسترش يابد . همزمان با توسعة اسلام در كشورهاي مختلف و گسترش مبادلات فرهنگي به بركت دين و حكومت مركزي واحد ، فنون ساختماني تكامل بسيار يافت . ساختن مخازن استوانهاي شكل در اين دوران به علت پايين بودن نسبي هزينة ساختمان و مقاومت بيشتر بدنة آن ، در مقابل فشار آب در ايران رايج شد . شايد تكنيك ساختن گنبدهاي دورچين به صورت كروي يا مخروطي نيز از همين دوران و به همين علت در معماري ايران ظاهر شده باشد . در اين دوران با پديد آمدن شهرها و محلههاي جديد آبانبارها بهسان عناصر مركزيت دهنده در كنار مساجد ، مدارس ، بازارها و كاخهاي دولتي قرار گرفت . نكتة ديگري كه از نظر تحول طرحهاي معماري آبانبارها قابل ذكر است ساختن مخازن ستوندار به شيوة مغرب زمين براي بالا بردن ظرفيت نگهداري آب در آنها بوده است . پيدايش اين فنون در معماري ايران نيز به دليل نياز به ايجاد فضاهاي وسيع براي اجتماع مردم در يك محل براي عبادت بوده است . ساختن آب انبارهاي ستوندار امكان ميداد كه از طاقهاي كوتاه براي پوشش مخازن استفاده شود و در نتيجه سقف مخزن همكف زمين قرار گيرد و ايجاد بناي ديگري بر روي آن ممكن گردد. در اين دوران به تدريج آبانبارها به صورت جزئي از يك مجموعة معماري به همپيوسته در آمد و معمولاً در كنار و همراه با مساجد و مدارس ساخته ميشد .
نقش حياتي آبانبارها در بافت شهرها ، به ويژه در شهرهاي حاشية كوير و منطقههاي كمآب ايران ، و تكامل طرح و شيوة ساختمان و بُعد هنري و تزييناتي آنها (به ويژه در سردرها و كتيبههاي الحاقي ) در دوران اسلامي چنان چشمگير است كه ميتوان برخي از نمونههاي اين پديدة معماري را از لحاظ ارزشهاي هنري ، فرهنگي ، فني و تاريخي همسنگ برخي مساجد بزرگ ، كوشكها ، مقابر و ديگر آثار هنر معماري ايران اسلامي معرفي كرد و در بسياري جاها بزرگترين و چشمگيرترين واحد معماري به شمار آورد ، زيرا ديگر بناهاي همگاني اين نقاط در برابر آنها نمودي ندارد .
يكي از كهنترين نمونههاي آبانبارهاي طاقدار «حوض عضدي» است كه به فرمان عضدالدولة ديلمي (944ـ989م) در اصطخر فارس ساخته شد . به گفتة ابن بلخي : «عضدالدوله به ريختگري روي آن دره برآورد مانند سدي عظيم و اندرون آن به صهروج (ساروج) و موم و روغن و... و بعد ماكي كرباس و قير چند لابرلا در آن گرفتند و اِحكامي كردند كي از آن معظمتر نباشد... عمق آن هفده پايه است كي چون يك سال هزار مرد از آن آب خورند يك 1 ايه كم شود و در ميان حوض بيست ستون كردهاند از سنگ و صهروج و بر سر آن ، سقف حوض پوشيده » . از اين تاريخ تا دورة صفويان (1501ـ1723 م ) و پس از آنكه ساختن آب انبار به عنوان كاري پسنديده توسط شاهان و فرمانروايان و نيكوكاران متداول گردد به نمونههايي چند از آبانبارها كه تاريخ بناي آنها مشخص است برميخوريم : 1- در شهر مَرو در نزديك مقبرة محمد بن زيد ، آبانباري مربوط به سدههاي 5 و 6ق یا 11 و 12م كشف شده است كه مخزني استوانهاي به قطر 1/6 متر دارد و ظاهراً با دو منفذ پنجره مانند تهويه ميشده است . پوشش آن به جاي نمانده يا شايد اصلاً پوششي نداشته است ؛ 2- آبانبار نزديك رباط تحملج با گنبدي به قطر 17 متر و ارتفاع 8 متر و گنجايش 150000 ليتر كه از مقايسة آجرهاي آن ميتوان آن را متعلق به همين سدهها دانست ؛ 3- مصنعهاي در يزد كه در زمان شاه شجاع (765ـ786ق یا 1364ـ1384م) همچنان آباد و مورد استفادة اهالي و كاروانيان بوده است ؛ 4- حوض زَمْزَم در گازرگاه هرات كه ظاهراً به فرمان شاهرخ پسر تيمور (807 ـ850ق یا 1404ـ1446م) ساخته شده ؛ 5- تاريخ جديد يزد از آبانباري با تاريخ 845ق یا 1441م و آبانباري ديگر با تاريخ 854ق یا 1450م ذكري به ميان آورده است ؛ 6- آبانبار جنک در پشت مسجد جامع يزد متعلق به 878ق یا 1473م . به استثناي چند نمونة قديمي ديگر ، بيشتر آبانبارهاي موجود در ايران مربوط به سدههاي 10 و 11ق یا 16 و 17م و سدههاي بعدتر است . در ميان اين آبانبارها برخي از ارزش والاي معماري و هنري خاصي برخوردارند ، مانند آبانبار حاج كاظم در محلة مغلاوك قزوين با گنجايش 3864000 ليتر آب ، 40 پله ، 2 هواكش ، سردري زيبا با قوس جناغي بلند ، طاقنماهاي متعدد و تزيينات كاشي با طرحهاي هندسي و خط بنايي (مَعْقِلي) و ديگر ويژگيهاي هنري . اخيراً براي حفظ و نيز به نمايش نهادن اين نوع آبانبارها در داخل شهرها ، از آنها به عنوان سالن غذاخوري (آبانبار سيداسماعيل در تهران) ، چايخانه ، تئاتر و موزه (تعدادي از آبانبارهاي بندرعباس) استفاده ميشود .
دلایل وجودی آب انبارها
دلايل جمعآوري و نگهداري آب در آبانبارها را ميتوان به صورت زير دسته بندي كرد:
الف : تبخير شدن آب در اثر تماس مستقيم با گرماي خورشيد و جريان هوا
ب : فاسد شدن آب در هواي آزاد
ج : گرم شدن آب به علت تابش نور خورشيد
انواع آب انبارها
آبانبارها را ميتوان براساس شكل و طرز ساختمان مخازن و نوع پوشش آنها ، عناصر به كار گرفته شده براي تهويه و تبريد آب ، نوع دسترسي به مخازن و فضاهاي ارتباط دهنده ، نحوة آبرساني به مخازن و همچنين از نظر تزيينات به كار رفته در آنها از يكديگر متمايز ساخت . از اين گذشته آبانبارها برحسب خصوصيات منطقهاي و سليقة سازندگان محلي سبكهاي مشخصي دارند كه ميتوان آنها را از نظر گونهشناسي و سبكشناسي نيز بررسي كرد :
1- آبانبارهاي خصوصي : اين آبانبارها در خانههاي شهري و يا روستايي ، عموما در زير ساختمان يا در زير سطح حياط ساخته ميشوند . مخازن اين آبانبارها معمولا مكعب يا مستطيل هستند و سقفي مسطح يا گهوارهاي دارند . در اين نوع آبانبارها اگر مخزن زير حياط خانه ساخته ميشده ، برداشت آب از آنها با دلو و از راه دريچهاي كه در سقف يا نزديك به سقف بوده ، به وسيله تلمبه دستي انجام ميگرفته است . اما چنانچه مخزن در زير قسمت مسكوني ساخته مي شد معمولا دسترسي به آب از طريق پاشير صورت ميگرفت . اين مخازن ، عمدتا يك هواكش يا بادگير براي تهويه دارند كه تا بام خانه امتداد مييابد . گنجايش برخي از اين آبانبارها براي تامين مصرفي سه تا چهار سال يك خانه ، كافي است .
« در ايران به جز چند رود بزرگ و متوسط كه با بهرهمند بودن از سرچشمههاي برفگير ، در تمامي طول سال جريان دارند ، عمده رودها در بخش كوتاهي از سال ، آب در بستر دارند و بيشترشان از ميانه بهار تا پايان پاييز ، خشك و بي آب هستند .»
2- آبانبارهاي عمومي : اين آبانبارها اكثرا بناهاي بزرگ و چشمگيري هستند و سازندگان آنها حكام و اعيان يا مردان نيكوكار محلي بودهاند كه هزينه ساخت آنها را از بيتالمال يا از اموال خويش ميپرداخته اند. این دسته خود به انواع گوناگونی تقسیم می گردد :
الف : آبانبارهاي شهري : معمولا در مراكز محلهها و در كنار امكان مذهبي ، آموزشي ، رفاهي و تجاري ساخته ميشدند . نمونههاي بازمانده از اين آبانبارها نشان ميدهد كه آنها نسبت به انواع ديگر داراي ظرفيت بيشتري بوده و مي توانستند نياز محلات پرجمعيت شهري را براي ماهها تامين كنند . اهميت حياتي اين بناها موجب ميشد كه در انتخاب نوع مصالح و كيفيت ساختمان آنها دقت فراوانتری شود و افزودن بخشها و اجزاي ضروري ، جلوخانهايي بزرگ ، سردر و هشتي ، پلههاي پهن ، بادگيرهاي بلند و همچنين تزيينات گوناگون در آنها به كار رود . از جمله معروفترين اين آبانبارها در تهران عبارتند از : « سيد اسماعيل ، صاحب ايوان ، بابا نوذر ، يوزباش ، سيد ولي ، امامزاده يحيي ، رضا قلي خان ، چهل تن و كوچه غريبان.
در سمنان آبانبار قلي و سرخه ، در قزوين آبانبارهاي حاج كاظم و سردار بزرگ ، در مشهد آبانبارهاي حوض لقمان ، حوض ميرزا ناظر ، بالا كوچه و چهل پايه و در كاشان آبانبار سيدحسين دخان ، از نمونههاي معروف اين نوع معماري به شمار ميروند.
ب : آبانبارهاي روستايي : عموما در ميدانهاي مركزي روستاها ساخته ميشدند . اين آبانبارها معماري بسيار ساده اي داشتند و از مصالح موجود در محل و بيشتر بدون تزيينات و پيرايهها ، شكل ميگرفتند . از نمونههاي شناخته شده اين آبانبارها ميتوان به آبانبار حاج سيدحسين در آبادي خنك (خونك) و آبانبار دو راه در آبادي ای در رحمت آباد استان يزد اشاره كرد.
ج : آبانبارهاي قلعه اي : اين آبانبارها بسيار ساده و اغلب به صورت حوضهاي سرپوشيدهاند . مخزن آنها نسبتا كوچك و عميق است و به شكل چاهي سريع در قسمت مركزي آبانبار ساخته ميشده است . برخي از آنها به نحوي با مجموعه بناهاي قلعه تركيب شدهاند كه بتوانند آب باران كه روي بامها و صحن قلعه روان ميشود ، جمع آوري و ذخيره كنند.
معماري آبانبارهاي داخل كاروانسراها را ميتوان تاثير گرفته از اين نوع آبانبارها دانست و در اين گروه مطالعه كرد . اين بناها معمولا به صورت حوضهايي سرپوشيده در ميان حياط و روي محورهاي اصلي كاروانسرا ساخته ميشدند.
د : آبانبارهاي ميانراهي : اين آبانبارها معمولا در مسير جادههاي كاروانرو و در كنار كاروانسراها شكل ميگرفتند . آنها مخازن استوانهاي و پوشش گنبدي دارند و برخي نيز اطاق و كلاهفرنگيهايي براي استراحت مسافران و خواندن نماز دارند.
از نمونه آبانبارهاي ميانراهي ميتوان به آبانبارهاي حوض بلند وزير بر سر راه يزد به مشهد و آبانبار حاج حسين معمار در جاده يزد به تهران ، اشاره كرد.
ه : آبانبارهاي بياباني : معمولا در بيابانهاي خشك و به منظور سيراب كردن دامها ساخته ميشدند. مخازن اين آبانبارها معمولا چهارگوش ساخته ميشده و ديوارهايشان حدود دو متر بالاتر از سطح زمين بوده است .
--------------------
همچنین آب انبارها از لحاظ شكل ساختمان و نحوه بهره برداري نیز دو گونه اند :
1- آب انبار دستي يا آب انبار "رو" : شامل يك مخزن سرپوشيده و يك راهرو پلكاني كه دسترسي به آب مستقيما از همين راهرو بوده است .
2- آب انبار شيري : شامل يك مخزن سرپوشيده و معمولا بادگيردار و يك راهرو پلكاني كه در انتهاي آن به توسط شير به آب مخزن دسترسي دارند .
درنواحي مختلفی مانند ميبد با توجه به موقعيت و جمعيت آبادي و مخصوصا دسترسي يا عدم دسترسي به آب شيرين ، تعداد و نوع آب انبارها متفاوت است . به عنوان مثال در محوطه حصاربست قديم يا شارستان با توجه به موقعيت مناسب و دسترسي به جريان آب چندرشته قنات و عدم تراكم جمعيت ، بيش از 4 آب انبار نساخته اند ، اما در فيروزآباد و مهرجرد با توجه به جمعيت و مشكلات دسترسي به آب آشاميدني جاري ، هريك بيش از 15 آب انبار ساخته اند . در بفروئيه به علت تراكم جمعيت و شوري آب قنات ، بيش از60 آب انبار بنا شده و تعداد آب انبارهاي شورك به همين دليل بيش از 15 دستگاه بوده است .
آب انبارهاي مراكز مسكوني اصولا در مركز محلات و در نقطه مناسبي از گذرهاي اصلي و در كنار مساجد يا در ميدانها ميساخته اند ، ولي آب انبارهاي خارج از مراكز مسكوني را معمولا در كنار راهها و به فاصله هاي معيني براي استفاده رهگذران و يا كاركنان كشتزارها ميساخته اند . در محوطه هاي آب انبارهاي نوع دوم ( آب انبار شيري ) ، معمولا "ساباط " يا فضاهاي سايه دار و مناسبي براي استراحت و نماز و توقفهاي كوتاه مدت رهگذران مي ساخته اند . درميبد ، مجموع آب انبارهايي كه از ديرباز ساخته اند ، بيش از 170 دستگاه است .
قسمتهای مختلف آب انبارها
قسمتهای عمده بنای یک آب انبار عبارتند از: 1: منبع ذخیره آب ، 2: پوشش منبع ، 3: هواکش و بادگیر ، 4: راه پله و پاشیر ، 5: سردر تزئینی .
منبع یا انبار : قسمت اصلی آب انبار است و به چهار شکل مکعب ، مکعب مستطیل ، هشت گوشه و استوانه ساخته میشده ، تمامی یا بخش عمده آن در زیر زمین کنده میشود . قطر منبع های استوانهای از حدود 20 متر تجاوز نمیکند و تا سه هزار متر مکعب گنجایش دارند . منبع های مکعب و مکعب مستطیل میتوانند در اندازههای بسیار بزرگ و تا صد هزار متر مکعب نیز ساخته شوند که در آن صورت برای نگهداری پوشش فراز آنها در داخل منبع ، جرزها و ستونها را بکار میگیرند .
پوشش انبار : پوشش منبع به صورتهای گنبدی ، مخروطی ، آهنگ و مسطح دیده میشود .
هواکش و بادگیر : براي سالم و خنك نگهداشتن آب در آبانبارها تدابيرِ معماري چندي اعمال ميگردد : 1- مخازن پائينتر از سطح زمين ساخته ميشود ؛ 2- ديوارهاي آنها را قطور ميسازند ؛ 3- بادگيرهايي بر حاشية طاق و روي ديوارها تعبيه ميكنند . اين بادگيرها كه در نواحي كويري و جنوب ايران بسيار بلند ، بزرگ ، گاه با شكوه و به شكل استوانه ، مكعب ، منشورهاي هشت ضلعي يا خرطومي ساخته ميشوند ، نقش اصلي خنك كردن مخازن آب و نيز منازل را به عهده دارند . قسمت بالاي بادگيرها پنجرههايي به شكلهاي گوناگون دارد و در سراسر داخل اين پنجرهها از بالا به پايين تيغههاي نازكي قضاي داخلي بادگير را به بخشهاي متعدد عمودي تقسيم ميكند . بدينسان كمترين نسيمي از هر سوي بوزد به وسيلة اين تيغهها به پايين و به سطح آب مخزن راه مييابد و پس از برخورد با آب ، هواي گرم شدة زير سقف را از راه بادگيرهاي ديگر يا دريچة بالاي گنبد (هواكش) به بيرون از مخزن ميراند . افزون بر اين ، تهوية بادگيرها زمينة تجزية مواد ارگانيك را توسط برخي از ميكروارگانيسمها فراهم ميسازد . انداختن ماهيهايي در آب مخزن نيز به از ميان برداشتن تخم آفات كمك ميكند . ارتفاع و تعداد بادگير بستگي به بزرگي و كوچكي و اهميت آبانبارها دارد . آبانبارهاي مهم معمولاً 2 بادگير دارند . آبانبار مصلاي نائين داراي 3 بادگير است ، 2 بادگير هوا را به داخل ميكشند و بادگير ديگر كه در محور مخزن قرار گرفته هواي سطح آب را به خارج ميراند . آبانبارهايي با 4 بادگير نيز وجود دارد . بادگيرهاي آبانبار شش بادگيرة يزد واقع در خيابان كرمان ، محلة شش بادگيري ، با 12 متر ارتفاع نمونهاي ممتاز به شمار ميآيد .
راه پله و پاشیر : در کنار منبع و به طور معمول در وسط سردر باشکوه و چشمگیری که به میدان یا فظای به نسبت باز مقابل جلوه می بخشد ، پلههای آب انبار قرار دارد که دسترسی به پاشیر و محل برداشتن آب را میسر می سازد . شیب پلهها گاهی تند ، ولی پهنای آنها بسیار است تا افراد براحتی بتوانند با سطل، دلو، کوزه و مشک از کنار هم بگذرند . در محل پاشیر و برداشت آب ، برای آنکه افراد معطل نشوند با توجه به تعداد ساکنان محل ، گاه تا سه شیر نیز قرار میدهند . شیر های برداشت آب را در یک متری از کف منبع نصب میکنند تا مواد ته نشین شده با آب خارج نشود . برخی از آب انبار ها دارای دو راه پله هستند یکی برای مسلمانان و دیگری برای زرتشتیان مانند آب انبار معروف ریگ در یزد .
سردر : سردر آب انبارها چشمگیرترین واحد تزئینی و نما سازی شده آن به شمار میرود . در دوسوی پلهها اغلب سکو های سنگی پهنی وجود دارد که بیشتر در پیوند فضای باز محل مقابل سردر ، جایگاه مناسبی برای گردهمایی مردم محل به شمار میرود .
- شرح کامل عملیات آب رسانی و آب برداری :
آب رساني : آبانبارهايي كه در مناطق كوهستاني ، كوهپايهها و دشتها نزديك به چشمهها يا مظهر قناتها ساخته شدهاند به وسيلة مجرايي كه از مظهر قنات يا چشمه به مخازن ميپيوندد پر ميشوند .
در بيشتر جايها كوشش ميشود آب از طريق مجراهاي زيرزميني يا تنبوشهاي به مخازن هدايت گردد . گاهي طول مسير تنبوشهگذاري شده به چندين كيلومتر ميرسد ، مثلاً آبانبارهاي عظيم گرد كوه دامغان از آب چشمة پيخار كه در دو فرسنگي قلعه واقع بود پر ميشد . آبرساني معمولاً در زمستان و پيش از جاري شدن سيل انجام ميشود و حجم آب به وسيلة دريچهاي ويژه كه در مسير جريان آب قرار ميگيرد تعيين ميگردد . بيشتر آبانبارهاي كنار راههاي كارواني از سيلابهاي بهاري رودخانهاي نزديك به آنها پر ميشود . خاكريزهاي موربی در بستر رودخانه در هنگام خشكي ميسازند و آب گرد آمده در پشت خاكريزها را به مجرايي كه به آبانبار ميپيوندد هدايت ميكنند . بعضي از اين مخازن يك مجراي خروجي در مقابل مجراي ورودي دارند كه مازاد آب را از آبانبار به بيرون هدايت ميكند . اگر مجراي خروجي كشش كافي نداشته باشد ، آب در پشت خاكريز جمع ميشود و پس از شكستن آن در بستر اصلي رودخانه جريان مييابد . در منطقة تايباد ، سيلاب ابتدا به يك حوضچه وارد ميشود و پس از آنكه رسوباتِ آن تا اندازهاي تهنشين شد سر آب آن را به حوض انبارها مياندازند . در اين صورت برداشت آب ابتدا از اين حوضچه صورت ميگيرد . در نواحي جنوبي ايران جويهاي متعدد كوچكي در مسير سيلابها ساخته ميشود . آب باران در اين جويها گرد ميآيد و به يك جوي بزرگتر كه به آبانبار ميپيوندد هدايت ميشود . گاه در اين مناطق سه چهار بركة نزديك به هم به وسيلة نهري به يكديگر متصل شده است تا اگر آب از يكي سرريز كند به ديگري وارد شود . اين نوع آبرساني گاه در مناطق كوهستاني نيز انجام ميگيرد .
آببرداري: برخي از آبانبارهاي خصوصي و بيشتر آبانبارهاي عمومي داراي پاشيراند . آبانبارهاي عمومي بزرگ گاه بيش از يك شير و چند چالة فاضلاب دارند . پاشير به وسيلة پلكانهاي آجري يا سنگي به سطح زمين مرتبط ميشود . بلندي و درازا و پهناي هر پله و شيب و بلندي سقف پلكانها و همچنين نوع سقف آنها (جناغي يا گهوارهاي) در آبانبارها متفاوت است . اندازة پلهها گاه حتي در يك آبانبار يك اندازه نيست ، مانند آبانبار شيخعلي خان در بازار اسدآباد . پلكان هميشه در محور مخزن آبانبار واقع نيست و بستگي به وضع آبانبار دارد ، ولي هميشه از مدخل تا پاشير مستقيم ساخته ميشود تا نور كافي به پاشير برسد . برخي از آبانبارهاي بزرگ داراي دو پلكان جداگانهاند تا رفت و آمد از آنها به آساني انجام گيرد . در آبانبار روستاي رحمتآباد يزد يكي از دو پلكان براي استفادة مسلمانان و ديگري ويژة زردشتيان بوده است ؛ گاهي نيز يكي از دو راه پله خصوصي و ديگري عمومي است ، مانند آبانبار مصلي در نائين كه پلكاني اختصاصي در داخل باغ و پلكاني ديگر براي عموم در خارج از باغ دارد .
مدخل پلة پاشير در برخي از آبانبارها بسيار زيبا ساخته شده است ، تا آنجا كه عامل اصلي زيبايي مجموعه بناهاي اطراف خود ميگردد ، مانند مدخل زيباي آبانبار ميدان حسينيه در افوشته (از دهات نطنز) كه در وضع فعلي مؤثرترين عامل تزييني ميدان است .
برخي از آبانبارهاي عمومي ــ بيتوجه به بهداشت ــ فاقد پاشيرند و پلكاني در داخل مخزن آب، از سطح زمين تا كف آن ، ساخته شده است و مستقيماً ميتوان از مخزن آب برداشت . به تدريج با مصرف آب و پايين رفتن سطح آن، پلههاي بيشتري از زير آب آشكار ميگردد ، مانند آب انبارهاي حسينيههاي زواره و كَراش و دهكدههاي آن ؛ داخل مخازن بركهاي اين ناحيه نيز پلكان چهار گوشهكوچك تا كف بركه ساخته شده كه در محل به آنها «پاكُنه» ميگويند . نوعي ديگر از آب انبارهاي عمومي كه معمولاً گنجايش كمي دارند ، فاقد هرگونه پلهاند و از طريق دريچهاي ، مانند دهانة چاه ، كه مستقيماً به مخزن متصل است با دلو از آنها آب برميدارند . اين گونه مخازن در طبس و محمدية نائين و برخي شهرهاي كويري ديده ميشود .
مواد و مصالح
مواد و مصالح بکار رفته در ساختن آب انبارها عبارت است از سنگ ، آجر ، شفته آهک و ساروج .
مخازن آبانبارها با توجه به بزرگي و كوچكي آنها به دو صورت ستوندار و بيستون و با مقاطع مربع ، مربع مستطيل ، هشت ضلعي و دايره ساخته شدهاند . ظرفيت متوسط آبانبارهاي موجود در حدود 1500 متر مکعب و قطر دهانة آنها در حدود 15 متر است . گنجايش آبانبارهاي ستوندار گاه بالغ بر 3000 مترمکعب و گاه بيشتر ميشود .
مخازن آبانبارهاي كوهستاني را با قلم و چكش در دل سنگ كنده و سقف آنها را با طاق ضربي پوشاندهاند . گاهي نيز قسمتي از طاق ، سنگ طبيعي كوه است كه زير آن را هلالي با قلم تراشيده و بقيه را با آجر سقف زده و به يكديگر متصل كردهاند ، مانند آبانبارهاي عظيم گرد كوه دامغان ، اما براي گودبرداري و ساختن مخازني كه در زمين نرم و در دشتها ساخته شده در ايران از دو روش استفاده گرديده است . شيوة رايج ، گودبرداري كامل و روش ديگر كه نسبتاً سادهتر و كمخرجتر است « ريختهاي » نام دارد.
1
-گودبرداري كامل : در اين روش پس از گودبرداري جاي مخزن اصلي تا عمق پيشبيني شده ، كف آن را شفته آهك ميريزند و پس از سقف شدن كف ، به چيدن ديوارهاي مخزن با آجر يا سنگ ميپردازند . براي استحكام بيشتر و غيرقابل نفوذ شدن مخازن از آجرهاي خوب پخته شده استفاده ميكنند و آنها را معمولاً قبل از به كار بردن در آب ميزنند (زنجاب كردن) و در برخي جاها در محلول آب آهك فرو ميبرند. ملاط آجرها يا سنگها نيز شفته آهك (ماسه آهك) است . پس از آنكه طاق را با آجر و گچ يا خشت و گچ يا سنگ و گچ زدند كف و بدنه را ساروج ميكنند . غالباً آبانبارهاي بزرگتر را با لاية مضاعفي از آجر و لاية ديگري از ساروج ، با تركيبي اندكی متفاوت ، ميپوشانند . آبانبارهاي كوچك كاروانسراها معمولاً با گنبدي از قلوهسنگهاي ورقه شده پوشيده ميشوند ، اين قلوهسنگها مانند آجر روي هم قرار ميگيرند و بالا ميروند ؛ ولي آبانبارهاي بزرگ هميشه طاقي از گنبد دارند . بركههاي بسياري در حاشية خليجفارس با سنگ ساخته شده و طاق آنها را نيز با سنگ زدهاند ، مانند بركة كاكا ، طلايي ، خَرَكي ، شيخ ، نيريز ، شاكو و شكري در بندر لنگه - بركة رئيس حسن ، گلهداري ، عباس و بهزاد در بندعباس كه قابل ذكرند . مصالح ساختماني بركههاي حاشية جنوبي فارس و كرمان آجر و خشت است ، بيشتر مخازن با آجر و بيشتر سقفها با خشت ساخته شده تا از انتقال حرارت به سطح آب جلوگيري شود .
2-
روش ريختهاي : در اين روش جاي ديوارهاي مخزن را به عرض معين و عمقي كه آبانبار در پايان كار بايد داشته باشد گودبرداري ميكنند و داخل آن را تا نزديك سطح زمين (درست مانند پيسازي در ساختمانها) شفته آهك ميريزند و يكي دو هفته آن را رها ميكنند تا اُفت لازم را بكند و كمي خشك و سفت شود . سپس محوطة ميان اين ديوارهاي شفتهاي را كه خاك بكر و جاي مخزن اصلي است گودبرداري ميكنند و آنگاه به ساختن كف و ساروج كردن بدنة مخزن ميپردازند . در پارهاي جايها ديده شده كه پس از آماده شدن ديوارها و پيش از گودبرداري قسمت داخل ديوارها ، به زدن سقف پرداختهاند، زيرا چوب بست كردن داخل آبانبار براي زدن سقف مخازن آبانبارهاي بزرگ با توجه به اندازة ابعاد آنها ساختن تعدادي ستون يا جرز در داخل مخزن ضروري است . نمونههاي اين ستونها و جرزها را در آبانبارهاي ستوندار كاروانسراي مادرشاه ، همچنين آبانبارهاي حاكم هارون (با چهار جرز) و حاجي سيد حسين صباغ در كاشان ميتوان ديد .
آبانبارهاي عمومي را غالباً با طاق و گنبد ميپوشانند و عموماً پوشش آبانبارهاي بزرگ نيم كره و در برخي مناطق تخممرغي ، مخروطي يا نزديك به مخروط بوده و شيوة معمول طاقزني به صورت دورچين است . با اين روش ميتوان دهانههاي تا حدود 20 متر و كمي بيشتر را پوشاند . گاه دهانة مخزن آن قدر بزرگ بوده كه زدن گنبد بر آن غيرممكن ميشده مانند بركة كَل (كچل) در كَراشِ لار كه دو سه بار گنبدي كه بر آن ساختند فروريخت و هنوز بيگنبد و كَل برجاي است .