تاریخ امروز :
انجمنهای تخصصی علمی  فرهنگی پرشین وی
تبلیغات
نمایش نتایج 1 تا 10 از 10 مجموع
  1. #1
    کاربر فوق متخصص آواتار شاهدخت ایران زمین
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    ارسالها
    1,090
    حالت من
    Cool
    تشکر
    7,133
    تشکر شده 4,764 بار در 1,392 پست

    پیشفرض الهه ها و اسطوره های ایرانی

    الهه ها در ايران باستان


    وقتي از ايران باستان صحبت مي شود يعني ايران قبل از تاريخ نوشته شده يعني تقريبا قبل از سلطنت مادها بر قسمتي از ايران .
    ايرانيان باستان داراي الهه ها و يا به تعبير ما فرشته هاي بسياري بودند دقيقا مانند عقايد دين هاي مختلف امروزي كه به فرشته مرگ و يا فرشته پيغام رسان و …اعتقاد دارند.
    و هر الهه يا فرشته با نامي خاص شناخته مي شد و تقريبا شبيه به خدايان يوناني با اين تفاوت كه ايرانيان به خداي يگانه كه معمولا به اسم اهورا مزدا از آن ياد مي شد اعتقاد داشتند .
    بعضي از الهه هاي ايران باستان عبارتند از :
    الهه مهر (ميترا)
    الهه باران ( آناهيتا)
    خشاتريا (الهه جنگ)
    آذر ( الهه حرارت و گرمي آفرين )
    ايندرا ( الهه خشم و قهر )
    وايو (الهه طوفان)

    بزرگترين و قدرتمندترين الهه ها در ايران باستان ميترا بود ميترا يا مهر به همان معنايي به كار مي رفت كه امروزه بكار مي رود وا*ژه مهربان به معناي شخصي كه نگهدار مهر است امروزه نيز بكار مي رود .

    آناهيتا الهه بارندگي و رويش و زايندگي بود كه به اراده و تدبيرش باران فرو مي آمد رودها به جريان مي آمدندگياهان مي روييدند و حيوانات و انسانها زاد و ولد مي كردند رحمت آناهيتا شامل تمام موجودات زنده ميشد و ازين جهت يك ذات مقدس براي تمام ايرانيان بود

    خشاتريا خداي جنگ آور بود به ايرانيان فنون نبرد و ساخت جنگ افزار را ياد ميداد و به آنها مي آموخت در برابر مهاجمان چگ.نه از خود دفاع كنند .

    آذر حرارت و گرمي آفرين بود چون انسانها را دوست ميداشت با حرارتش خانه هاي آناه را گرم مي كرد گوشت را مي پخت و اهريمن ها و حيوانات موذي را از آنها دور مي كرد .

    برگرفته از پيدايش ايران امير حسين خنجي
    يـــك نفــــــر يـــــك جــــــايي ...
    تمام رؤياهاش لبخند توســـــــت
    و وقتي به تو فكر ميكنه احساس ميكنه زندگي واقعا زيباست
    پس هر گاه احساس تنهايي كردي
    اين حقيقت را به خاطر داشته که
    يــــــــــــــــــــــــ ک نفــــــــــــــر
    يــــــــــــــــــك جـــــــــايــــــــي
    در حال فكر كردن به توســــت


  2. #2
    کاربر فوق متخصص آواتار شاهدخت ایران زمین
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    ارسالها
    1,090
    حالت من
    Cool
    تشکر
    7,133
    تشکر شده 4,764 بار در 1,392 پست

    پیشفرض

    الهه ی آب، آناهیتا
    واژه ی «ناهید» کوتاه گشته ی واژه ی «آناهیتا»(=اناهیت) است. واژه آناهیتا در اوستا , مرکب از دو بخش {«اَن»(=پاد, ضد)} + {«اهیتَه»(=آلوده)} و در یک جا به چَم «نا آلوده/ پاک» می باشد.(۱) نام این ایزد –پس از روی کار آمدن آیین و دین زرتشت- در اوستا بیشتر به ریخت «اردویسورآناهیتا»(Aredvi-sura) آمده که به چَم «رود نیرومند پاک» می باشد(۲)

    ناهید نیز به مانند مهر، از خدایان باستانی ایران بوده و به وارونه ی باور ریچارد فرای که این خدا را همپیوند با تیره های بومی ایرانی ِ پیش از درونشُد(ورود) آریایی ها به ایران می داند(۳) این بغ دخت(=الهه) و نشانه های پیرامون آن، بیشتر آریایی بودن آن را آشکار می سازد. برای نمونه تنها دستاویز غیر آریایی خواندن آناهیتا و وام گیری آن از تازیان، بازگویی هرودت است که در آن از وام گیری پرستش «اورانیا-آفرودیتا» از آشوری ها و تازیان یاد می کند(۴) یا برای نمونه شُوند(دلیل) شادروان پیرنیا، بر بابلی خواندن این خدا که گاسم(احتمالا) از همین بازگویی هرودت ریشه دارد(۵)

    به هر روی اینگونه هوده(نتیجه) گیری ها تنها در تراز یک نظریه می تواند مطرح باشد و ارزش دانشیک آنچنان ندارد. باید گوشزد کرد که با پژوهش های ارزشمند دکتر جهانشاه درخشانی برپایه ی دانشهای زمین شناسی/زبانشناسی/باستان شناسی و ... که به زبانهای اروپایی نوشته و پخش شده و یا پژوهش ارزشمند دکتر فریدون جنیدی که برپایه ی بن مایه های کهن ایرانی چون اوستا و شاهنامه انجام پذیرفته, امروزه به سادگی می توان نگره ی کلیشه ای مهاجرت آریایی ها به ایران را با دیده ی شک نگریست و آریایی ها را باشندگان راستین و کهن ایران زمین، -دست کم 12 هزار سال پیش تا کنون- دانست. با بهره گیری از این پژوهش های نوین می توان تا اندازه ی فراوانی از ریشه ی آریایی آناهیتا نیز دل استوار گردید.
    هر آینه, به مانند مهر, آناهیتا نیز بعدها در جایگاه یکی از ایزدان برجسته ی آیین زرتشتی پذیرفته شد و در بخش های پس از گاثاهای اوستا, بیشتر در کنار مهر از او یاد گریده و یشت پنجم اوستا به نام او و ستایش او آغاز می گردد:

    «اهورامزدا به سپیتمان زرتشت گفت: ای زرتشت سپیتمان! اردویسور اناهیتا را که در همه جا دامن گسترده و درمان بخشنده و دشمن دیوان و پیرو آیین اهورایی است, ستایش کن!{اوست}که سزاوار است و در جهان خاکی ستوده باشد و او را نیایش کنند.{اوست}پاکی که جان افزاید و گَله و رَمه و دارایی و کشور و گیتی را بیشی و افزونی بخشد.{اوست}که نطفه ی همه ی مردان را پاک کند و زاهدان همه ی زنان را برای زایش, بی آلایش سازد.{اوست} که زایش همه ی زنان را آسان گرداند و به هنگام نیاز, شیر در پستان زنان باردار آورد...هزار رود و هزار دریاچه, هر یک به بزرگی چهل روز راه مرد چابک سوار, دارد... من اهورامزدا به نیروی خویش اناهیتا را پدید آوردم تا خانه و ده و شهر و کشور را بپرورانم و نگهبانی و پاسبانی کنم و کسان را پناه دهم»(۶)

    پرستش آناهیتا به عنوان بغ دخت و نه ایزدی زرتشتی مدتها در غرب ایران رواج داشت, ولی در زمان اردشیر دوم هخامنشی به دیگر جاهای کشور ایران نیز رخنه کرد(۷)جایگاه این الهه در ایران هخامنشی چنان است که داریوش دوم هخامنشی(358-404 پ ز) در سنگ نبشه ی خود از این ایزدبانو در کنار اهورامزا و مهر یاد می کند. برگردان یکی از بخش های این سنگ نبشته ها که در شوش بدست آمده چنین است:

    «...این اپدانه(=کاخ) را داریوش, از نیاکان من ساخت. در روزگار اردشیر, پدربزرگم, آتش آن را ویران کرد. من به خواست اهورامزدا و آناهیتا و میترا آن را دیگر باره ساختم. بشود که اهورمزدا و آناهیتا و میترا مرا نگاه دارند و آنچه را من ساخته ام تباه نسازند و از آسیب بر کنار دارند»(۸)

    يـــك نفــــــر يـــــك جــــــايي ...
    تمام رؤياهاش لبخند توســـــــت
    و وقتي به تو فكر ميكنه احساس ميكنه زندگي واقعا زيباست
    پس هر گاه احساس تنهايي كردي
    اين حقيقت را به خاطر داشته که
    يــــــــــــــــــــــــ ک نفــــــــــــــر
    يــــــــــــــــــك جـــــــــايــــــــي
    در حال فكر كردن به توســــت


  3. #3
    کاربر فوق متخصص آواتار شاهدخت ایران زمین
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    ارسالها
    1,090
    حالت من
    Cool
    تشکر
    7,133
    تشکر شده 4,764 بار در 1,392 پست

    پیشفرض

    الهه مهر ، خورشيد (ميترا)

    مِهر، میترا یا میثره از ایزدان باستانی آریایی یا هندوایرانی پيش از روزگار زرتشت است، که معنی عهد و پيمان و محبت و خورشید نیز می‌دهد. نماد او خورشید می‌باشد. پس از ظهور زرتشت يكى از ايزدان يا فرشتگان آیین مزدیسنا گرديد. آريائيان هنگام ورود به ايران نیروهای طبيعت مثل خورشيد و ماه و ستارگان و آتش و خاك و باد و آب را مى‌پرستيده‌اند. خدایانی را هم كه مظهر قواى طبيعت بوده‌اند «دئوه» مى‌خوانده‌اند. در بين اين خدايان برتر از همه ایندرا بوده است كه اژدهاكش و پروردگار رعد و برق و جنگ به شمار مى‌آمده است. اين خدا با اين نام در بین آرياهاى ايران آن رواج را كه ميان هندوان مى‌داشت نيافت. نزد ایرانیان ظاهراً پرستش ميترا (مهر) جاى آن را گرفت و ايندرا رفته‌رفته و به‌خصوص بعد از زردشت در رديف ديوان مردود درآمد. در فرهنگهاى فارسى مهر را فرشته‌اى دانسته‌اند كه موكل است بر مهر و محبت و تدبير امور مالی و مصالحى كه در ماه مهر (ماه هفتم از سال شمسى) و روز مهر (روز شانزدهم هر ماه) بدو متعلق است و حساب و شمار خلق از ثواب و عقاب به دست اوست.
    مهر در اوستا و در كتيبه‌هاى پادشاهان هخامنشی میثره Mithra و در سانسکریت میتره Mitra آمده است. در پهلوی میتر Mitr شده. امروز مهر نامیده میشود. مهر (از ریشهٔ میثر) از کهن‌ترین ایزدان ایرانی و هندی است, برخی نشانه‌های پرستش او را در ایران به پیش آریایی بر می‌‌گردانند (اگر بخش بندی پیشا آریایی و پسا آریایی را بپذیریم.) دربارهٔ آغاز دین مهرپرستی در ایران نمی‌توان به درستی آن را روشن ساخت ولی می‌‌دانیم که بسیار پیش از آنکه کیش زرتشتی و ودایی پدید آیند نژاد ایرانی او را با آیینی راز آمیز ستایش می‌‌کردند, آیینی که در آینده نام "عرفان اسلامی یا مسیحی" به خود گرفت ،امروزه گروهی از پژوهشگران ایرانی توان آن را دارند که پیشینهٔ پیوستهٔ این آیین را تا به امروز در ایران نمایان سازند. پیوند میترا با خورشید و گاو و ماه برای ما روشن است و روشن است که علامت + که آن را چلیپا می‌‌گفته‌اند سمبل خورشید بوده است
    يـــك نفــــــر يـــــك جــــــايي ...
    تمام رؤياهاش لبخند توســـــــت
    و وقتي به تو فكر ميكنه احساس ميكنه زندگي واقعا زيباست
    پس هر گاه احساس تنهايي كردي
    اين حقيقت را به خاطر داشته که
    يــــــــــــــــــــــــ ک نفــــــــــــــر
    يــــــــــــــــــك جـــــــــايــــــــي
    در حال فكر كردن به توســــت


  4. #4
    کاربر فوق متخصص آواتار شاهدخت ایران زمین
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    ارسالها
    1,090
    حالت من
    Cool
    تشکر
    7,133
    تشکر شده 4,764 بار در 1,392 پست

    پیشفرض

    روند مهرپرستی در ایران
    به درستی نمی‌شود گفت آیا میترا خدای آفریدگار بوده یا پیامبر , آنچه می‌توان از خویشکاری او در باور پرستندگانش دریافت این است که او میانجی یا رهایی بخشی در میان مردم بوده و در زمان نبودنش نیز دوستدارانش باید برای باز گشتش به زمین می‌‌پیوسیدند (انتظار می‌‌کشیدند). در باور غربی او پسر خورشید بود و در پایان زمان به زمین باز می‌‌گشت.خورداد و خورتات و خور از کلماتی است که به این خدا یا نبی منسوب است خورشید در واقع از دو کلمه خور به معنی خدا و شید به معنی درخشنده و جاوید می‌‌باشد مانند جم شید
    در ایران با آمدن اسلام میترا جانی تازه می‌گیرد, ریشه‌های آسمانی باور به میترا و آیین پرستش او در آمیزش با اسلام زیباترین و با شکوه‌ترین اندیشه را پدید می‌‌آورد. این که مولوی و حافظ و هاتف و.... بی پروا از آمد و شد خود به خرابات (خورآباد یا پرستشگاه خورشید که نماد میترا است) یا از آیین‌های آن (سروده‌های حافظ گزارش انجام آیین مهرپرستی است نه اینکه انباشته‌ای از وازه‌های کنایی) سخن می‌گویند ویهانی (برهانی) بر این گفته است. برای نمونه در این سروده علامه طباطبایی : "پرستش به مستیست در کیش مهر...." از نوشیدن می‌‌هوم هنگام پرستش در آیین مهر پرستی سخن به میان است. پله‌های چیستا (عرفان) نیز بازتابی از پله‌هایی است که رهرو میترایی برای رسیدن به پلهٔ شیر مردی و سر انجام "پیر" شدن, باید بپیماید.
    باور ميترايی يا خورشيد نيايش را حتا در اشعار مولانا جلال الدين که مذهب اشعری گاهی چون دماغهٔ در بحر کلامش بستر می گستراند، ميتوان دريافت جاييکه می گويد:
    نه شـــــــبم نه شب پرستم که حديث خواب گويم
    چوغــلا م آفــتــابـم هـمــه ز آفــتـاب گويــم
    کمتر شاعر و روشنفکر زمانه‌ها را تاريخ ادب سرزمين ما بياد دارد که در ستايش و نيايش خورشيد گلدسته‌های کلام نياراسته باشد. اما همه گلدسته چيده اند، ولی دقيقی بلخی ابر از چهره خورشيد بر کشيد تا جهان از گلهای هستی ما را در نور آن روشن بنماياند، و «بدان را به دين خدای آورد».
    در پرتوی اين آرمان سترگ است که دقيقی بلخی پس ازبر خوانی سروده‌های روزگاران تابناکی مادر شهر خرد, که بدست اهريمنان آدم روی تازی در حجله دودين به ماتم فصل‌های افتابی خويش می گيريست، به تصوير شگفتن درخت گشن خرد در باغستان دامن ان مادر، در آن روز گاران می پردازد :
    چو یکـــچند سالان بر آمد بر ين درختــــی پديد آمد اندر زمين
    در ايوان گشتاسب بر سوی کاخ درختی گشن بود بسیار شاخ
    . دقيقی بزرگ با آوردن نام پاک زرتشت روزنه‌ای را به سوی گلستان رنگين اعتقاد ات اهورايی چند هزار سالهٔ مردم ما می کشايد، گلستان که در آن هزاران شاخه گل از راز و رمز خوشبختی، زيبای، لطف وسعادت همگانی انسان ها، معطر با شبنم نماز يزدان، شميم می افشاند و :
    همه بـرگ وی پند و بارش خرد کسی کــو خرد پرورد کی مُرد
    خجسته پی و نام او زردهـشـت که آهرمن بد کنش را بکـشـت
    پيام ظهور حضرت زرتشت در اشعار دقيقی بلخی مرحلهٔ از نهادگاری باورها و قانون زندگی بر پايهٔ خرد است، یا به بيان ديگر آغاز مرحلهٔ تدوين قانون زندگی بر اصول و هنجارهای خرد به شمار می آيد. با اين حال، بنياد گذار و سرايشگر نهادينه‌های خرد اوستايی در شاهنامه ،حضرت دقيقی بلخی را بايد نام برد، اوست که کلام آسمانی اش را از زادگاه نزول فرهء يزدی {بلخ} ،آغاز مينمايد و آنگاه به شناسايی پيغمبر خرد و خردمندی رسالت او می پردازد،

    يـــك نفــــــر يـــــك جــــــايي ...
    تمام رؤياهاش لبخند توســـــــت
    و وقتي به تو فكر ميكنه احساس ميكنه زندگي واقعا زيباست
    پس هر گاه احساس تنهايي كردي
    اين حقيقت را به خاطر داشته که
    يــــــــــــــــــــــــ ک نفــــــــــــــر
    يــــــــــــــــــك جـــــــــايــــــــي
    در حال فكر كردن به توســــت


  5. #5
    کاربر فوق متخصص آواتار شاهدخت ایران زمین
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    ارسالها
    1,090
    حالت من
    Cool
    تشکر
    7,133
    تشکر شده 4,764 بار در 1,392 پست

    پیشفرض

    در دین زرتشت مهر ایزد فروغ و روشنایی است، و نگهبان عهد و پیمان می‌باشد که سوار بر گردونه خورشید گرد جهان می‌گردد. در اوستا نیز یک سرود برای مِهر آمده‌است.
    اما الهه مهر پيش از دين زرتشت خود خدايي بود و ديني واحد داشت و اولين دين ايرانيان و جهانيان بشمار مي آيد كه در زير به اختصار جزيياتي را شرح خواهم داد

    میترا و وَرزا: این دیوارنگاره از مهرابه‌ای‌ در مارینو ایتالیا است که صحنه قربانی کردن ورزا و دنباله فلکی ردای میترا را نشان می‌دهد.
    مِهرپرستی یا آیین مهر بر پایه پرستش ایزد ایرانی مهر (میترا) بنیاد شده بود. به دلیل ارزش مندی آفتاب در این دین برخی نیز این دین را آفتاب پرستی دانسته‌اند. از زمانهای دور پیش از تاریخ ایرانیان پیرو آیین مهر یا کیش بغانی بودند. آیین مهر یک دین یا قانون تدوین شده نیست آیین و سنتی است که آغاز آن تاریک است.

    اسطوره مهر

    در اروپا بسیاری از خدایان محلی را همدم مهر دانسته‌اند و اساطیر محلی را به افسانه مهر پیوند زده‌اند.

    آفرینش

    در باره آفرینش در آیین مهر بسیار گفته‌اند ولی مهر خدای آفریننده نبوده‌است.


    تولد مهر

    شب یلدا شب تولد مهر بوده‌است در این شب میترا از دل سنگی درون غاری به دنیا میآید. در هنگام تولد تنها یک کلاه بر سر دارد و شمشیر و تیروکمان در دست . برخی زاده شدن مهر از درون سنگ را استعاره از فروغ ناشی از برخورد دو سنگ به هم میدانند. میترا به هنگام تولد کره‌ای در دست دارد و دست دیگرش را بر دایره بروج گرفته‌است.

    مبارزه با گاو

    میترا گاو مقدس را در حال چرا دستگیر میکند و بر شانه می‌اندازد و به غار خود میبرد. در برخی جاها میترا پیروزمندانه سوار بر گاو میشود و به سمت غار حرکت میکند. این گاو آبی رنگ بوده‌است.

    قربانی کردن گاو

    پس از رسیدن به غار میترا گاو را بر زمین میزند و بر پشت آن مینشیند و چاقوی خود را بر کتف گاو فرو میکند. در این هنگام سگ و مار برای لیسیدن خون گاو میایند و عقرب برای این که تخم گاو را نیش بزند. سگ نشان پاسداری ،مار نشان زندگی و عقرب نماینده اهریمن است که میخواهد منی گاو را آلوده کند. از محل زخم گاو سه خوشه گندم و نهال تاک در میآیند.

    معجزه آب

    میترا با زدن تیری به صخره از آن چشمه‌ای جاوید به وجود آورد. این همان چشمه آب زندهگانی میباشد.

    معجزه شکار

    میترا سوار بر اسب تاخته و حیوانات را شکار میکند تمام تیر‌های او به هدف میزنند و با هر تیر موجودی را شکار میکند. بعد از شکار میترا به سراغ دشمنان خود میرود و آنها را از پای در میآورد. لقب مهر نبرز یا مهر شکست ناپذیر از همین جا پدید میآید.دومعجزه میترا بعد از تولد از سنگ که در کتابها نماد اسماناست یکی تیر اندازی به طرف سنگ وخروج اب مقدس از ان ودیگری شکار است که در سنگ نبشته ها به شکار گراز نیز اشاره شده

    شام آخر

    در آخرین روز زندگی زمینی میترا او در ضیافتی شرکت میکند. و خون گاو،گوشت او،نان و شراب میخورد. این ضیافت درون غاری انجام میشود.

    عروج میترا

    بعد از ضیافت میترا سوار ارابه خورشید شده و به آسمان عروج میکند.

    رستاخیز

    در آخر کار جهان آتشی عظیم در تمام جهان درمیگیرد و تنها پیروان میترا از آن آسوده خواهند بود.

    يـــك نفــــــر يـــــك جــــــايي ...
    تمام رؤياهاش لبخند توســـــــت
    و وقتي به تو فكر ميكنه احساس ميكنه زندگي واقعا زيباست
    پس هر گاه احساس تنهايي كردي
    اين حقيقت را به خاطر داشته که
    يــــــــــــــــــــــــ ک نفــــــــــــــر
    يــــــــــــــــــك جـــــــــايــــــــي
    در حال فكر كردن به توســــت


  6. #6
    کاربر فوق متخصص آواتار شاهدخت ایران زمین
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    ارسالها
    1,090
    حالت من
    Cool
    تشکر
    7,133
    تشکر شده 4,764 بار در 1,392 پست

    پیشفرض

    همانطور كه مي دانيد مراسم شب يلدا جشني بوده كه از آغاز تاريخ ايرانيان به مناسبت تولد ميترا بوده كه توسط دين مسيحيت هم كپي برداري شده و به عنوان زاد روز مسيح آورده اند و در اين روز جشن مي گيرند { همچين در دين يهود و ........}كه در پايين به اختصار شرح مي دهم



    ميلاد خورشيد در تمد‌ن‌های ديگر


    تمدن‌های مختلفی شب آخر پاييز را به عنوان روز ميلاد خورشيد جشن می‌گرفتند. آداب بسياری از اين جشن‌ها تشابهات زيادی با مراسم شب چله‌ی ايرانيان دارد و حتی در بعضی موارد نفوذ فرهنگ ايران باستان به عنوان ريشه‌ی پيدايش اين آيين‌ها قابل اثبات است.


    در حدود ٤٠٠٠ سال پيش در مصر باستان جشن «باززاييده‌شدن خورشيد»، مصادف با شب چله، برگزار می‌شده است. مصريان در اين هنگام از سال به مدت ١٢ روز، به نشانه‌ی ١٢ ماه سال خورشيدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پيروزی نور بر تاريکی را گرامی می‌داشتند. هم‌چنين از ١٢ برگ نخل برای تزيين مکان برگزاری جشن استفاده می‌نمودند که نشانه‌ی پايان سال و آغاز سال نو بوده است.١٢.


    در روم باستان مراسمی برای پاس‌داشت کيوان يا زحل (خداوند زراعت) به مدت هفت روز، از١٧ تا ٢٣ دسامبر، برگزار می‌شده است١٣. هم‌چنين اولين روز زمستان روز بزرگ‌داشت خداوند خورشيد بوده است و آ‌ن را خورشيد شکست‌ناپذير، ناتاليس انويکتوس، می‌ناميدند. جشن خداوند زراعت و جشن خورشيد شکست‌ناپذير از آن دسته از جشن‌ها هستند که با نفوذ آيين مهر رواج پيدا کردند ١٤. بنا بر رسم ايرانيان، بزرگان رومی در اين روز جامه‌ی مردم عادی را بر تن می‌کردند و بردگان خود را آزاد می‌نمودند. شاه به ميان مردم آمده و شخصی عادی را که از نجيب‌زادگان نبود بر سرير شاهی می‌نشاندند. از جنگيدن در اين روز خودداری می‌کردند و روز را با صلح و آشتی به شب می‌رساندند١٣.
    يـــك نفــــــر يـــــك جــــــايي ...
    تمام رؤياهاش لبخند توســـــــت
    و وقتي به تو فكر ميكنه احساس ميكنه زندگي واقعا زيباست
    پس هر گاه احساس تنهايي كردي
    اين حقيقت را به خاطر داشته که
    يــــــــــــــــــــــــ ک نفــــــــــــــر
    يــــــــــــــــــك جـــــــــايــــــــي
    در حال فكر كردن به توســــت


  7. #7
    کاربر فوق متخصص آواتار شاهدخت ایران زمین
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    ارسالها
    1,090
    حالت من
    Cool
    تشکر
    7,133
    تشکر شده 4,764 بار در 1,392 پست

    پیشفرض

    آيين مهر توسط بازرگانان آسيای صغير به يونان و روم باستان رسيد و پيروان زيادی در ميان اقشار مردم پيدا کرد١٥. در حدود ٧٥ پيکره و بيش از صد نقش مهر يا ميترا در شهر رم در ايتاليا يافت شده است١٦. به‌خصوص در درجات مختلف ارتش روم که خود را پشتيبان نيکی‌ها و نگهبان درستی‌ها می‌دانستند، ميترا، ايزد پاسبان نور، از جای‌گاه ويژه‌ای برخوردار بود. نفوذ آيين مهر يا ميترا در روم و يونان باستان به اندازه‌ای بوده است که هم‌اکنون ردپای آن در مراسم و آ‌يين‌های محلی و مذهبی اروپاييان ديده می‌شود. بسياری از سنت‌های مخصوص کريسمس ميراث روم باستان و در نتيجه آيين مهر است١٧.


    کلمه‌ی نوئل از ريشه‌ی رومی ناتال به معنی تولد است و همان‌گونه که ذکر شد نام جشن روميان ناتاليس اينوکتوس١٨ بوده‌است. هم‌چنين بابانوئل با کلاهی شبيه کلاه موبدان آيين مهر ظاهر می‌شود. از همه جالب‌تر، درخت کاجی است که در مراسم کريسمس تزئين می‌شود. اين درخت کاج و ستاره‌ی روی درخت نيز ميراث آيين مهر است١٩. روميان در اين جشن‌ها از درختان هميشه سبز چون کاج استفاده می‌کردند و سبزی هميشگی آن را نشانه‌ی قدرت و Click here to enlargeه‌ی ميترا بر سرما و زمستان می‌دانستند. در کنده‌کاری‌های باقی‌مانده از آيين مهر، درخت سرو يا کاج در کنار مهر و آناهيتا ديده می‌شود و هم‌چنين در نقوش تزئينی ايرانی به شکل بته‌جقه ترسيم می‌شده است.


    هم‌چنين در قسمت‌هايی از روسيه‌ی جنوبی هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌مناسبت چله برگزار می‌کنند. اين آيين‌ها شباهت بسياری با مراسم شب چله دارد. رقص مخصوص اين شب يادآور نحوه‌ی برداشت محصول کشاورزان در اين هنگام از سال است. يهوديان نيز در اين شب جشنی با نام «ايلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نيايش می‌پردازند
    يـــك نفــــــر يـــــك جــــــايي ...
    تمام رؤياهاش لبخند توســـــــت
    و وقتي به تو فكر ميكنه احساس ميكنه زندگي واقعا زيباست
    پس هر گاه احساس تنهايي كردي
    اين حقيقت را به خاطر داشته که
    يــــــــــــــــــــــــ ک نفــــــــــــــر
    يــــــــــــــــــك جـــــــــايــــــــي
    در حال فكر كردن به توســــت


  8. #8
    کاربر فوق متخصص آواتار شاهدخت ایران زمین
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    ارسالها
    1,090
    حالت من
    Cool
    تشکر
    7,133
    تشکر شده 4,764 بار در 1,392 پست

    پیشفرض

    يندراي هندي يا تيشتر ايراني ( الهه خشم و قهر )
    Click here to enlarge



    در ادبيات وداييVeda ايندرا Indra خداي جو و آسمان (موكل باران) است كه جنگاوري و پهلواني‌هاي او در اساطير هند و ايراني مشهور مي‌باشد. برخي از كيفيات جنگاوري اين ايزد را مي‌توان با تيشتر در اوستا تطبيق داد. بخش ديگري از اين اسطوره‌ در ادبيات پهلوي به صورت نبرد آتش زاوشت در ابرها درآمده است كه با اسپنجروش ديو كه از فرو ريختن باران جلوگيري مي‌كند، مي‌جنگد و با گرز بر سر او فرو مي‌كوبد و آبهاي زنداني را رها مي‌سازد.

    ايندرا ايزدي دلير و جنگاور است كه مهمترين پيشكار وارونا Varuna خداي آسمان‌هاي پرستاره به شمار مي‌آيد. اوست كه زمين را به آريايي‌ها مي‌بخشد و آب‌هاي خروشان را هدايت مي‌كند. ايندرا همواره سوما Soma (هوما) افشرة مقدس مي‌نوشد و در نشاط سوما، دژهاي نود و نه گانه ديو خشكسالي را نابود مي‌سازد.

    ايندرا به نيروي خويش، زمين و آسمان را از يكديگر جدا مي‌كند و همه جا را وسعت مي‌بخشد، فرمانرواي طوفان‌ها و رودهاست، با روشنايي خويش تاريكي را ازميان مي‌برد و گاهي با گرز آهنين خود كوه‌ها را شكافته وگناهكاران را كيفر مي‌دهد. اهميت عمده او در نبردي است كه با ورتره ‌‌Vrtra مي‌كند. وي درحالي كه همرزمان و يارانش او را همراهي مي‌كنند، به نبرد ورتره مي‌رود.

    ورتره‌ به معناي سد كننده ، و داراي لقب اهي Ahi به معناي مار يا اژدها و برابر اژدهاك در اوستا مي‌باشد. بر اثر اين نبرد و فرود آمدن گرز آذرخشين ايندرا بر سر ورتره، زمين و آسمان از بيم مي‌لرزند. ايندرا آبهايي را كه اهي در خود زنداني كرده بود آزاد مي‌كند. به همين دليل ايندرا به ورترهن يعني كشندة ورتره مشهور است. گاهي اين ايزد را به گونه‌اي پرنده به نام كپينجله Kapinjala نوعي كبك تصوير مي‌كنند. پرنده‌اي سرود خوان كه صدايش چون نواي چنگ است، آسمان و زمين در برابرش خم مي‌شوند و نفسهايش كوه را به لرزه درمي‌آورد، ايندراني Indrani (همسر ايندرا) به همسرش مي‌گويد : هيچ بانويي بيش از من زيبايي ندارد و هيچ كس با گرمي بيشتر از من جمال خويش را در آغوش شوهرش پيشكش نمي‌كند.

    ايندرا در مكتب فلسفي ويدانت (Vedanta)با وجود اعلي يكي شده و به عقيده برخي ديگر او سلطان ناحيه خاوري به شمار مي‌رود و همچنين در ريگ ودا نيز حدود 250 سرود به او خطاب گرديده است. سيلون لوي (S.Levi) چندين مكالمه دراماتيك در ريگ ودا كشف كرده است. كه ظاهراً كهن‌ترين نمونه‌هاي نمايشي آريائيان به شمار مي‌روند. در سرودهاي ريگ‌ودا نيروهاي طبيعي (نظر ايندرا) مورد خطاب قرار گرفته‌اند و به طور معمول براي بيان مجلسي (بلند‌خواني) تنظيم شده‌‌اند. آئين ‌هاي مربوط به اين مجالس از سپيده‌دم صبح تا اولين ربع شب ادامه مي‌يافت. آرياها اصولاً به طبيعت و پديده‌هاي طبيعي نه تنها احترام مي‌گذاشتند، بلكه به گونه‌اي به آنها عشق مي‌ورزيدند و در سرودهاي ريگ ودا اثر اين عشق به طبيعت بسيار برجسته و محسوس است. به يك معنا مي‌توان گفت، درام در هند به قدمت وداهاست.
    يـــك نفــــــر يـــــك جــــــايي ...
    تمام رؤياهاش لبخند توســـــــت
    و وقتي به تو فكر ميكنه احساس ميكنه زندگي واقعا زيباست
    پس هر گاه احساس تنهايي كردي
    اين حقيقت را به خاطر داشته که
    يــــــــــــــــــــــــ ک نفــــــــــــــر
    يــــــــــــــــــك جـــــــــايــــــــي
    در حال فكر كردن به توســــت


  9. #9
    کاربر فوق متخصص آواتار شاهدخت ایران زمین
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    ارسالها
    1,090
    حالت من
    Cool
    تشکر
    7,133
    تشکر شده 4,764 بار در 1,392 پست

    پیشفرض

    قرن‌ها پس از ريگ ودا، هنوز ايندرا در اسطوره‌هاي هندو نقش دارد. ليكن اين‌جا همچون سايه‌اي از خويشتن قديم‌اش تجلي مي‌كند. در يكي از حماسه‌هاي هند و به نام مهابهاراتا Mahabhayata ايندرا در شرايطي كه پيش از اين دلير و نترس مي‌نمود به هراس مي‌افتد و درحالي كه در اسطوره‌هاي قديم بر اژدها چيره شده بود، اژدها بر او پيروز مي‌شود. در يكي ديگر از حماسه‌هاي هندو به نام رامايانا Ramayana ايندرا هنوز شاه خدايان به شمار مي‌رود، ليكن اهريمن كه راوانا Ravana نام دارد بر او پيروز مي‌شود و به جاي او ويشنو Vishnu خداي حافظ و نيكخواه به دفاع از بشر و خدايان برمي‌خيزد.

    نام ايندرا تنها دوبار در اوستا ظاهر مي‌شود و آن هم نه به عنوان خدا بلكه به صورت موجودي منفي كه در مفهوم امروزي خود ديو معني مي‌دهد و در مقابل ارديبهشت امشاسپند قرار مي‌گيرد، ولي لقب مشخص ايندرا ورترهن Vrtyahan در اوستا به صورت ورثرغن Verethraghna ظاهر مي‌شود، اما صفت ايندرا به ايزد مهمي به نام بهرام Wahyam خداي جنگ مبدل مي‌گردد. بهرام به صورتهايي از مظاهر طبيعت و حيواناتي مقدس نظير باد تند، اسب سفيد، پرنده‌اي تيز پرواز (احتمالاً باز)، گراز و بز تصوير مي‌شود.

    مهمترين جايي كه اين اسطوره ودايي در اساطير و حماسه‌هاي ايراني ظاهر مي‌شود، حماسه‌هاي مربوط به رُتستَهم (رستم) است، داستان‌هاي نبرد ايندرا را با ورتره به احتمال بسيار در هفت خوان رستم و نبرد وي با ديو سپيد منعكس گشته است.

    تشابهات ديگري ميان اين دو وجود دارد، به طور مثال ايندرا از پهلوي مادر بيرون آمده است و رستم نيز به گونه‌اي غير معمول از پهلوي مادر متولد مي‌شود و به همان گونه كه ايندرا براي نابودي نيروهاي پليد زاده شده، رستم نيز از ميان برنده دشمنان است و به همان گونه كه ايندرا افشره‌ گياه سوما را پيوسته مي‌نوشيد، رستم نيز مي‌ خواره‌اي بزرگ بود. مشتركات ديگري نيز وجود دارد كه دراين مجال نمي‌گنجد و به همين بسنده مي‌كنيم.

    منابع:
    ريگ ودا / دكتر سيد محمد رضا جلالي ناييني/نشر نقره.
    اوستا / جليل دوستخواه / نشر مرواريد.
    اسطوره هاي چيني /باجلان فرخي / انتشارات اساطير.
    اسطوره هاي هندي / باجلان فرخي / انتشارات اساطير.
    داستانهايي از ايران باستان/ احسان يار شاطر / بنگاه نشر و چاپ كتاب.
    يـــك نفــــــر يـــــك جــــــايي ...
    تمام رؤياهاش لبخند توســـــــت
    و وقتي به تو فكر ميكنه احساس ميكنه زندگي واقعا زيباست
    پس هر گاه احساس تنهايي كردي
    اين حقيقت را به خاطر داشته که
    يــــــــــــــــــــــــ ک نفــــــــــــــر
    يــــــــــــــــــك جـــــــــايــــــــي
    در حال فكر كردن به توســــت


  10. #10
    کاربر فوق متخصص آواتار شاهدخت ایران زمین
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    ارسالها
    1,090
    حالت من
    Cool
    تشکر
    7,133
    تشکر شده 4,764 بار در 1,392 پست

    پیشفرض

    آپام نپات (از ایزدان قدیمی در آئین مزدیسنا)

    آپام نپات یا ایزد آپام نبات، که به نام بُرز ایزد نیز خوانده شدهاست، از ایزدان قدیمی در آئین مزدیسنا است که در ویدهها به معنای خدای آب ها آمده و در اوستا با عنوان فرزند آب ها از وی یاد شدهاست.

    آپام نبات یکی از سه خدای بزرگی است که لقب اهوره داشته و این خود گویای مقام اوست.
    معرفی

    آپام نبات را ایزد آبها خواندهاند و او را بعنوان سرچشمه آبهای زمین ستایش کردهاند. یکی از القاب معروف این ایزد، همان برز ایزد است که در اوستا به شکل بِرِزانت به معنای بلندبالا آمدهاست.

    با وجود اهمیت فراوان این ایزد در اعصار کهن، نقش او در گذر زمان، در برابر اردوی سور آناهیتا کمرنگ و کمرنگ تر میشود و نقش او کم کم به این ایزدبانو واگذار میشود.
    درباره این ایزد

    در مورد این ایزد، در یشت ۸، بند ۳۴ میخوانیم که:
    « ای اسپنتمان زردشت! اپم نبات به همراهی باد چالاک و فر در آب آرام گزیده تا فروهرهای پاکان را به هریک از مکانها در جهان مادّی، حصه یی معین از آب تقسیم کند. »

    همچنین در زامیاد یشت، اپام نبات چون ایزدی بلندبالا و دادرس دادخواهان یاد شده و به او صفت تیز اسب داده شدهاست. این اسب بر آن است که به فرّه یی که به دریای فراخکرت گریخته، دست یابد. در بندهای ۵۱ و ۵۲ زامیادیشت میخوانیم:
    « فر به دریای فراخکرت جَست، آنگاه اپم نپات تیز اسب بی درنگ آن را دریافت. اپم نبات تیز اسب آرزوی داشتن آن نمود: این فرّ دست نیافتنی را من خواهم گرفت، از ته دریای ژرف.

    [پس] سرور بزرگوار، شهریار شیدور، اپم نبات تیز اسپ را میستائیم، آن دلیر اجابت کنندهٔ استغاثه را. و آن کسی را که بشر را بیافرید، که بشر را ساخت و آن ایزد آب، اپام نپات را، که نیکو بشنود هر آن گاه که او را بستایند.
    يـــك نفــــــر يـــــك جــــــايي ...
    تمام رؤياهاش لبخند توســـــــت
    و وقتي به تو فكر ميكنه احساس ميكنه زندگي واقعا زيباست
    پس هر گاه احساس تنهايي كردي
    اين حقيقت را به خاطر داشته که
    يــــــــــــــــــــــــ ک نفــــــــــــــر
    يــــــــــــــــــك جـــــــــايــــــــي
    در حال فكر كردن به توســــت


اطلاعات تاپیک

Users Browsing this Thread

کاربراني که از تاپيک ديدن ميکنند 1 (0 عضو خانواده 1 مهمان عزيز ما)

کلیدواژه های این مبحث

قوانین ارسال

  • نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
  • نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •