نمایش نتایج 1 تا 1 از 1 مجموع
  1. #1
    کلانتر انجمن های پرشین وی
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    موقعیت
    Dubai
    ارسالها
    2,167

    جعبه افتخارات

    حالت من
    In Love
    تشکر
    2,531
    تشکر شده 4,909 بار در 1,398 پست

    پیشفرض بیوگرافی محسن نامجو | خواننده

    نامجو در یك نگاه !

    نام ... محسن

    فامیلی محسن نامجو

    سال و ماه تولد... اسفند ماه سال 1354

    محل تولد...استان خراسان ، تربت جام



    بیوگرافی نامجو از زبان خودش

    خانواده من خیلی مذهبی بودند. زمانی كه در سنین كودكی و نوجوانی من را تشویق میكردند برای رفتن به كلاس موسیقی، هیچ وقت فكر نمیكردند كه موسیقی را به عنوان شغل انتخاب كنم وگرنه قطعا مخالفت میكردند. ورودی سال 73 تئاتر به دانشگاه هنر و سال 74 موسیقی به دانشگاه تهران هستم . قبل از دانشگاه كار موسیقی را از 12 سالگی با آواز و سولفژ و نتخوانی شروع كردم. از همان سنین نوجوانی چیزهایی كه به شكل ملودی در ذهنم شكل میگرفت چون نتنویسی را یاد گرفته بودم یادداشتشان میكردم كه خیلی از آنها برایم مفید واقع شد. در[برای مشاهده لینک ها باید به خانواده بزرگ پرشین وی بپیوندید. ] تا سال 78-79 كه آماده میشدم برای رفتن به سربازی و آشناییام با موسیقی غربی بالاخص سبك راك بیشتر شد. معلم آواز بنده ابتدا استادی بود به نام شاكری كه در تهران پیش استاد نصرالله ناصرپور ردیفها را آموخته بود. من این موهبت را داشتم كه خود استاد ناصرپور از سال بعدش از تهران به مشهد میآمد و من دركلاسهای ایشان شركت كردم. كلاسها در سطح بالایی برگزار میشد و هر كسی را نمیپذیرفت. تستهای سختی میگرفت چون عده كمی قرار بود در كلاسها شركت كنند. من كوچكترین شاگرد كلاس استاد ناصرپور بودم و چون به لحاظ یادگیری صحیح درسها، شاگرد مورد علاقه او شده بودم در خیلی از موارد از جمله مبلغ شهریه برایم تخفیف قائل شد و توانستم حدود 3 یا 4 سال در كلاسها شركت كنم. ناصرپور ردیف میرزا عبدالله دوامی را با ما كار كرد و وقتی كه كلاسها تعطیل شد هنوز یكی دو دستگاه مانده بود. من كاستهای او را پیدا كردم و از روی آنها بقیه ردیفها را كامل كردم. بعد هم كه به تهران آمدم به صورت حضوری طی چند جلسه یادگیریهایم را تكمیل كردم. این كاستها بعدها منتشر شد و در دسترس عموم قرار گرفت.


    ( او از چگونگی راهیابیش به سمت و سوی موسیقی سنتی ایرانی می گوید) آشنایی من با دنیای موسیقی با رفتن به كلاس آواز ایرانی شروع شد. من از سمت موسیقی ایرانی وارد دنیای موسیقی شدم، در نتیجه اطلاعات و دانش و علاقهای هم كه در من به وجود آمد در همین سبك شكل گرفت. بعدها توانستم در خودم ذهن متكثری ایجاد كنم تا همه سبكهای موسیقی را بپذیرم و با همه آنها به عنوان موسیقی برخوردی یكسان داشته باشم. در حال حاضر جدای از سلیقه شخصی، از دید نقد و نگاه عاقلانه نه تنها هیچ كدام از سبكهای موسیقی برای من بیارزش نیستند بلكه همه آنها را دوست دارم و به همهشان احترام میگذارم. حتی چیزی كه به آن موسیقی مبتذل یا پاپ، یا هر چیز دیگری میگویند. ولی انتخاب موسیقی ایرانی برای من برحسب شانس بوده است. یعنی اگر من از ابتدا به جای كلاس آواز، كلاس پیانو میرفتم یا مثلا ساز ترومپت یاد میگرفتم سبك و سیاق موسیقیایی من هم متفاوت میشد. من به انتخابهای جبرگونه در زندگی اعتقاد دارم و همه چیز را در زندگی انسان اختیاری نمیدانم. فكر میكنم شرایط تاثیر زیادی بر چیزهایی دارد كه انسان فكر میكند به صورت آزاد انتخاب كرده است.
    با دستیاری چند كار شروع كردم. در فیلم «تخته سیاه» سمیرا مخملباف دستیار موسیقی محدرضا درویشی بودم كه هم نوازندگی كردم و هم خواندم. موسیقی چند فیلم كوتاه را ساختم. در تئاتر فعالیت كردم و برای نمایشها موسیقی ساختم كه میتوانم به «چیزی شبیه زندگی» مرحوم حسین پناهی اشاره كنم. تا اینكه در سال 79 تصمیم قطعی گرفتم تا به سربازی بروم. تا سال 81 عملا از محیط حرفهای موسیقی دور بودم ولی دو بازدهی خوب برای من داشت. یكی تشكیل گروه راكی بود به نام «گروه ما» كه در شهر مشهد زمانی كه سرباز بودم تشكیل شد و باعث تجربیات خیلی مغتنمی برای من شد. دوم آشنایی بیشتر من با موسیقی غربی بود. مقطع دو ساله سربازی فرصتی برایم پیش آورد كه من بتوانم از لحاظ ذهنی این سبك و سیاق را در خودم جا بیاندازم. ازسال 81 به بعد بود كه كم كم به تلفیق در موسیقی فكر كردم. تلفیق آن چیزی كه از موسیقی سنتی و بیشتر محلی ایران آموخته بودم با موسیقی راك از بهترین افتخارات من در دوران سربازی این بود كه خدمت استاد حاج قربان سلیمانی در قوچان برسم و موسیقی مقامیخراسانی را از ایشان یاد بگیرم. این كه در مسیر قوچان موسیقی «دورز» و «جیم موریسون» میشنیدم و بعد در خانهای روستایی از حاج قربان مقام الله وردی یاد میگرفتم باعث شد تا اطلاعات خوبی در من شكل بگیرد و بتوانم این دو نوع موسیقی را كنار هم قرار دهم.
    من از نظر مالی متوسطالحال بودم. نه فقر شدید را تجربه كردهام و نه امكانات را. همیشه فكر میكنم اگر از همان 12 سالگی كه موسیقی را شروع كردم، پیانویی گوشه خانه داشتم یكسری از ویژگیهایی كه الان در موسیقیام است، نداشتم. مثلا «عقاید نوكانتی» ساخته نمیشد. موسیقیام تا این حد نیشدار و حساسیتبرانگیز نمیشد. موسیقیای میشد مثل موسیقیهای دكتر سریر یا محمد نوری یا خیلیهای دیگر كه موسیقیشان را موسیقی بیآزار میدانم. برای كسانی خوب است كه روی صندلی چرخدارشان بنشینند و به آب شدن قندیلها نگاه كنند و كاری هم به دور و اطراف خود نداشته باشند. از طرفی خیلی هم آدم آنارشیستی نبودم كه بخواهم این سبك موسیقی را سپری قرار دهم و بیرق هوا كنم كه من ندای محرومینم. این خیلی حرف بزرگی است و من خودم را در این حد نمیدانم اما در حد اشاره به زندگی شخصی خود بگویم كه در حد معمولی از امكانات زندگی بهره بردهام و ویژگی خوبی كه برایم داشته برانگیختن حساسیتهایم بود. به خاطر امكانات محدودی كه داشتم سالها صبر كردم. در همان مقاطع دانشگاهی امكان ضبط كار و ارائه كاست داشتم اما چون شناخته شده نبودم باز هم تحمل كردم تا این مقطع كه مشكلی از جهت تهیهكننده ندارم. بهاندازه كافی شناخته شدهام تا برخی از تهیهكنندگان بخواهند روی كارم سرمایهگذاری كنند.

    موسیقی نامجو چه چیز برای گفتن دارد ...
    محسن نامجو تاكنون 5 آلبوم تهیه كرده است و كه تنها 2 آلبوم پخش شده است. او در این ضمینه و قاچاق سی دی هایش چنین می گوید : این اتفاق بدون اجازه من و تهیهكننده افتاد و برای خود من هم به صورت راز مانده. به جز حدسهایی كه در این رابطه میزنم، نمیدانم این اتفاق از چه راهی و چگونه افتاده است.. یكی از این دو آلبوم قرار است توسط ناشری منتشر شود كه از این قضیه اطلاع دارد و خوشبختانه نظر منفیای ندارد. اما آلبوم دومیكه پخش شده را به دلیل اشعارش مجوز انتشار نمیدهند. ( درباره دلیل مجوز نگرفتن آلبوم ها نیز می گوید ) ‹‹ البته ایراداتی كه به كارهای من گرفتهاند فقط مسئله مضمون آنها نیست. در رابطه با جرم قطعات هم ایراد گرفتهاند. یكی از مهمترین اصلاحاتی كه به برخی كارهای من زدهاند روی شكل ارائه آواز است. من از این كه قسمتی از آواز ایرانی مثلا درآمد چهارگاه را بخوانم و دركنارش یكسری صداهای افكتیو مثل تقلید یك خواننده بلوز یا تقلید صدای حیوان را اجرا كنم هدفی دارم. میخواهم راهكارهای جدیدی برای موسیقی و آواز ایرانی ارائه دهم. آواز ایرانی میتواند اینگونه جذاب شود ولی این كار باعث برخورد منفی شد و اهانت تلقی كردند. ما برای ارائه مجوز فرمهایی را باید پر كنیم كه در آن فرمها جایی برای موسیقی من در نظر گرفته نشده. سبكهایی مثل راك، پاپ یا سنتی همان است كه همیشه بوده اما من نگاهم به آواز فراتر از این سبكها است. من آواز را صدایی میدانم كه از حنجره در میآید و حنجره هم در كلیترین مفهومش ابزار صدادهی است. خواننده كسی است كه صدایی درمیآورد و این صدا میتواند شامل آواز شجریان یا صدای افكتیو هم بشود. ولی نگاه دستاندركاران اینگونه نیست و فكر میكنند كه چون این موسیقی را نمیتوانند جزوهیچ سبكی قرار دهند باید برخورد منفی داشته باشند.››

    موسیقی تلفیقی از دید نامجو

    تلفیق تبدیل به اپیدمیزمانه ما شده است. ما نود درصد موسیقیهایی كه به شكل آوانگارد یا پیشرو میشویم موسیقیهایی است كه به آنها تلفیقی هم میتوان گفت. منظور جا افتاده از موسیقی تلفیقی، كنار هم قرار دادن ابزار است. یعنی سه تار كنار گیتار قرار بگیرد یا گروه كر موسیقی كلاسیك كنار موسیقی راك قرار بگیرد مثل تلفیق متالیكا با اركستر سمفونیك كه «مایكل كین» رهبریاش را كرد. تلفیقی كه من همیشه به دنبالش بودم خیلی وابسته به تئوری موسیقی است. منظور من تلفیق گام است. مثلا گام موسیقی خراسانی را كه در كنار گام موسیقی بلوز قرار دادم و متوجه شدم كه چقدر همخوان هستند. در اكثر قطعاتی كه به عنوان موسیقی تلفیقی ساختهام سعی كردهام كه تلفیق گام را فارغ از ابزار رعایت كنم. میتواند هر دو گام موسیقی چه بلوز یا سنتی با سه تار یا گیتار نواخته شود. فكر میكنم اگر این مسئله جا بیفتد برخورد غیرمتعصبانهای با این مسئله بشود. اینكه وقتی سه تار كنار گیتار قرار بگیرد و هر كدام رپرتوار خودشان را بنوازند مدنظر من نبوده است. من میخواهم رپرتوارها با هم تلفیق شوند یعنی سه تار نوازندگی گیتار را تجربه كند و بالعكس.

    ***

    آلبوم ترنج شامل حداقل هفت قطعه است که البته شعر هیچ کدام از این کارها از سرودههای خود نامجو نیستند، چرا که گرچه به موسیقی تلفیقی و غیرمتعارف او قول مجوز دادهشده اما ارشاد هنوز با اشعار تند این هنرمند جوان مشکل دارد. اشعار این آلبوم ازخواجوی کرمانی، حافظ، عطار، باباطاهر و... است. شنیدن این اشعار کلاسیک به سبکنامجو و با صدای عجیب او حس تازه ای به شما می دهد که شاید تا اندازه ای هم شبیه حسغریبی باشد که سالها پیش هنگام گوش دادن به موسیقی گروه اوهام ( به زودی در همین وبلاگ مطلبی در این زمینه به ثبت خواهد رسید) و اشعار حافظ با صدایشهرام شعر باف به شما دست داد.
    نامجو از خوانندگانی است که در مسابقه هایاینترنتی و زیرزمینی به دنیای موسیقی معرفی شد. ترانه بگو مگو ساخته او از طرفشنوندگان دوم شد و نامجو اولین قدم را به سمت دنیای حرفه ای برداشت.
    کارش را دردنیای حرفه ای با ساز زدن و خوانندگی با فیلم تخته سیاه سمیرا مخملباف آغاز کرد. بعد از آن هم نوبت فیلم های دیگری مثل برای آمدنت دعا می کنم، حفره، اقوام، در سهثانیه اتفاق افتاد و مرگ مرگ. علاوه بر این در موسیقی تئاتر هم هشت اثر از او ساختهشده است.

    [برای مشاهده لینک ها باید به خانواده بزرگ پرشین وی بپیوندید. ]

    خداوندا

    به درگاه تو دعا می کنم،

    که در قلب منی،

    در عبور از دنیــــــــــــــای رنــــــــــــــج،

    راهــــــــــنمایم باش،

    قلبم را به سوی تو می گیرم،

    پس مرا به سوی خویشتن بخوان،

    و راه لطف و رحمتت را نشانم ده،






  2. تشکرها از این نوشته :



 

اطلاعات تاپیک

Users Browsing this Thread

کاربراني که از تاپيک ديدن ميکنند 1 (0 عضو خانواده 1 مهمان عزيز ما)

     

کلیدواژه های این مبحث

قوانین ارسال

  • نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
  • نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  
Powered by: vBulletin Version 4.2.1
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1
کلیه حقوق این سایت متعلق به انجمن های پرشین وی می باشد هرگونه کپی برداری از مطالب این سایت پیگرد قانونی دارد
ساعت: 10:43 بوقت GMT +3.5