تاریخ امروز :
انجمنهای تخصصی علمی  فرهنگی پرشین وی
تبلیغات
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج 1 تا 10 از 14 مجموع
  1. #1
    مدیر بازنشسته آواتار khatere
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    موقعیت
    مشهد
    ارسالها
    1,787
    تشکر
    8,640
    تشکر شده 6,702 بار در 1,937 پست

    پیشفرض مطالب جالب و خواندني از رياضيات

    حروف انگلیسيA,B,C,D، در املای انگلیسی هیچ یک از اعداد 1 تا 99 دیده نمی شود؟
    حرف D برای اولین بار در عدد 100 بکار می رود(Hundred)
    حروف A,B,C در املای انگلیسی هیچ یک از اعداد 1 تا 999 دیده نمی شود.
    حرف A برای اولین بار در املای عدد 1000 دیده می شود (Thousand)
    حروف B,C در املای انگلیسی هیچ یک از اعداد 1 تا 999999999 دیده نمی شود.
    حرف B برای اولین بار در املای عدد بیلیون بکار می رود . (billion)و حرف C هیچ وقت در املای اعداد انگلیسی بکار نمی رود.

  2. #2
    مدیر بازنشسته آواتار khatere
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    موقعیت
    مشهد
    ارسالها
    1,787
    تشکر
    8,640
    تشکر شده 6,702 بار در 1,937 پست

    پیشفرض

    [برای مشاهده لینک ها باید به خانواده بزرگ پرشین وی بپیوندید. ]
    متن زير خلاصه مقاله پروفسور« سر مارتين ريس» يكي از پيشگامان كيهان شناسي در جهان است. وي استاد تحقيقات انجمن سلطنتي دردانشگاه كمبريج و داراي عنوان اخترشناس سلطنتي است. در عين حال وي عضو انجمنسلطنتي، آكادمي ملي علوم ايالات متحده و آكادمي علوم روسيه است. وي ضمن مشاركت باچندين همكار بين المللي ايده هاي بسيار مهمي در مورد سياهچاله ها، تشكيل كهكشان هاو اخترفيزيك انرژي بالا داشته است
    شش عدد بر كلجهان حاكم است كه از زمان انفجار بزرگ شكل گرفته اند. اگر هر كدام از اين اعداد بامقدار فعلي آن كمي فرق داشت، هيچ ستاره، سياره يا انساني در جهان وجود نداشت.قوانين رياضي عامل تحكيم ساختار جهان است. اين قاعده فقط شامل اتم ها نمي شود، بلكهكهكشان ها، ستاره ها و انسان ها را نيز در برمي گيرد. خواص اتم ها ـ از جمله اندازهو جرمشان، انواع مختلفي كه از آنها وجود دارد و نيروهايي كه آنها را به يكديگر متصلمي كند ـ عامل تعيين كننده ماهيت شيميايي جهاني است كه در آن به سر مي بريم. تعدادبسيار اتم ها به نيروها و ذرات داخل آنها بستگي دارد. اجرامي را كه اخترشناسان موردبررسي قرار مي دهند ـ سيارات، ستارگان و كهكشان ها ـ توسط نيروي گرانش كنترلمي شوند. و همه اين موارد در جهان در حال گسترشي روي مي دهد كه خواصش در لحظهانفجار بزرگ اوليه در آن تثبيت شده است. علم با تشخيص نظم و الگوهاي موجود در طبيعتپيشرفت مي كند، بنابراين پديده هاي هر چه بيشتري را مي توان در دسته ها و قوانينعام گنجاند. نظريه پردازان در تلاشند اساس قوانين فيزيكي را در مجموعه هاي منظمي ازروابط و چند عدد خلاصه كنند. هنوز هم تا پايان كار راه زيادي باقيمانده است، اماپيشرفت هاي به دست آمده نيز چشمگيرند.

    در آغاز قرن بيست و يكم، ششعدد معرفي شدند كه به نظر مي رسد از اهميت فوق العاده اي برخوردارند. دو تا از ايناعداد به نيروهاي اساسي مربوط مي شوند؛ دو تاي ديگر اندازه و «ساختار» نهايي جهانما را تثبيت مي كند و بيانگر آن هستند كه آيا جهان براي هميشه امتداد مي يابد ياخير؛ و دو عدد باقيمانده بيانگر خواص خود فضا هستند.
    اين شش عدد با يكديگر« نسخه»اي را براي جهان تشكيل مي دهند. گذشته از اين جهان نسبت به مقدار اين شش عددبسيار حساس است: اگر يكي از اين اعداد تنظيم نشده باشد، آن وقت نه ستاره اي در جهانوجود مي داشت و نه حياتي.

    آيا تنظيم اين اعداد از يك حقيقت فاقد قدرت تعقل يايك تصادف ناشي شده است يا بيانگر مشيت خالقي مهربان است؟ به نظر من هيچ كدام ازآنها. ممكن است بي نهايت جهان ديگر وجود داشته باشد كه اعدادشان متفاوت باشند.بسياري از اين جهان ها ممكن است عقيم يا مرده زاد باشند. ما فقط در جهاني مي توانيمبه وجود آييم كه تركيب «صحيحي» از اجزا باشد (و به همين دليل است كه اكنون خود رادر اين جهان مي يابيم) درك اين حقيقت چشم انداز نو و بنياديني را در مورد جهان ما،جايگاه ما در اين جهان و ماهيت قوانين فيزيكي پيش روي ما مي گشايد.
    اين نكتهبسيار حيرت انگيز است كه در جهان در حال گسترشي كه نقطه آغازينش آن چنان «ساده» استكه فقط به وسيله چند عدد مشخص مي شود، مي تواند (اگر اين اعداد به طور دقيق تنظيمشده باشند) به جهاني با ساختار بسيار دقيق و پيچيده، همچون جهان ما بدل شود. شايدارتباطي بين اين اعداد وجود داشته باشد. اما با اين همه ما امروزه نمي توانيم مقدارساير اعداد را با دانستن فقط يكي از آنها تعيين كنيم. فعلاً هيچ كدام از مانمي دانيم كه آيا روزي تئوري اي با نام «تئوري نهايي» (Theory of everything)بهوجود مي آيد كه بتواند رابطه اي ارائه دهد كه تمام اين اعداد را به هم مربوط كند،يا آنها را به نوعي با هم گرد آورد. من روي اين شش عدد تاكيد كرده ام، به خاطراينكه هر كدام از اين اعداد به تنهايي، نقش بسيار مهم و حياتي را در جهان ما ايفامي كند، و با همديگر تعيين كننده نحوه تكامل جهان و استعدادهاي ذاتي آن است. از اينگذشته، سه تا از اين اعداد (كه به جهان در مقياس بزرگ وابسته است) به تازگي با دقتزياد اندازه گيري شده است.
    سر برآوردن حيات انسان در سياره زمين حدود۵/۴ 5.6ميليارد سال به درازا كشيده است. حتي پيش از آنكه خورشيد ما و سيارات گرداگردآن تشكيل شوند، ستاره هاي قديمي تر، هيدروژن را به كربن، اكسيژن و ديگر اتم هايجدول تناوبي تبديل مي كردند. اين فرآيند حدود ده ميليارد سال به درازا كشيده است.اندازه جهان قابل مشاهده تقريباً برابر فاصله اي است كه نور بعد از انفجار بزرگپيموده است بنابراين اين جهان قابل مشاهده كنوني بايد بيش از۱۰ ميليارد سال نوريوسعت داشته باشد.
    بسياري از مناقاشات پردامنه و طولاني مباحث كيهان شناختيامروزه ديگر پايان يافته، و در مورد بسياري از مواردي كه پيش از اين موضوع بحثبودند، ديگر مناظره اي صورت نمي گيرد. بسياري از ما در اClick here to enlarge موارد طرز فكرمان راتغيير داده ايم، يا حداقل خودم اين كار را كرده ام. امروزه ديگر ايده هايكيهان شناسي از تئوري هاي مربوط به زمين خودمان آسيب پذيرتر و ناپايدارتر نيستند.

    زمين شناسان به اين نتيجه رسيده اند كه قاره هاي اينسياره در حال حركت تدريجي هستند كه سرعت حركتشان تقريباً برابر سرعت رشد ناخن هاست،ديگر آنكه اروپا و آمريكاي شمالي در ۲۰۰ ميليون سال قبل به يكديگر متصل بودند.ايده شان را مي پذيريم، هر چند كه درك چنين گستره زماني وسيعي بسيار مشكل است. درعين حال، حداقل خطوط كلي نحوه شكل گيري و تكامل زيست كره و بر آمدن انسان ها راباور داريم.
    امروزه بسياري از دستاوردهاي كيهان شناختي به وسيله داده هايمعتبري تاييد و تثبيت شده است. پذيرش بسياري از دلايل تجربي مويد انفجار بزرگ كه دهتا پانزده ميليارد سال پيش به وقوع پيوسته، آن چنان اجتناب ناپذير است كه شواهدارائه شده توسط زمين شناسان براي پذيرش تاريخچه سياره مان، زمين، اين تغيير موضعبسيار حيرت انگيز است:
    اينشتين در يكي از مشهورترين كلماتقصار خود مي گويد: «غيرقابل درك ترين چيز در مورد جهان، قابل درك بودن آن است. » ويدر اين عبارت بر شگفتي خود در مورد قوانين فيزيك كه ذهن ما نسبتاً با آنها خو گرفتهو تا حدودي با آنها آشناست تاكيد مي كند، قوانيني كه نه فقط در روي زمين بلكه دردوردست ترين كهكشان ها هم مصداق دارد. نيوتن به ما آموخت همان نيرويي كه سيب را بهسمت زمين مي كشد، ماه و سيارات را در مدار خود به گردش در مي آورد. هم اكنونمي دانيم همين نيروست كه عامل تشكيل كهكشان ها است و همين نيروست كه باعث مي شودستاره ها به سياهچاله تبديل شوند. شايد هم روزي همين نيرو است باعث رمبش (Collapse) كهكشان آندرومداي بالاي سر ما شود.
    اتم هاي موجود در دوردست ترين كهكشان ها بااتم هايي كه ما در آزمايشگاه ها با آنها مواجه مي شويم يكسان است. به نظر مي رسدتمام اجزاي جهان به شيوه يكساني تكامل مي يابند، همان طور كه در آغاز هم منشامشتركي داشتند. اگر اين وحدت رويه وجود نداشت كيهان شناسي هيچ دستاوردي براي مانداشت يا شايد هم هيچ گاه به وجود نمي آمد. پيشرفت هايي كه اخيراً صورت گرفته استهر چه بيشتر توجه ما را به اسرار نوظهوري در مورد جهان، قوانين حاكم بر آن و حتيسرنوشت نهايي آن جلب مي كند. اين پرسش ها به كسر بسيار كوچكي از اولين ثانيه پس ازانفجار بزرگ اشاره دارد، زماني كه شرايط آنچنان حادي حاكم بود كه دانش فعلي فيزيكما از درك جزئيات آن ناتوان است و درست در همين لحظه است كه ماهيت زمان، تعدادابعاد و منشاء ماده باعث سرگشتگي ما مي شود.
    در لحظه آغازين تشكيل جهان همه چيزچنان فشرده و شديداً چگال است كه مسائل مربوط به كيهان و دنياي خرد يكي مي شوند. فضا را نمي توان به طور مشخص و دقيقي تقسيم كرد. جزئيات مربوط به اينمسئله هنوز هم مثل معمايي براي ما بي جواب مانده است، اما بعضي از فيزيكدانان گمانمي برند، اجزاي ريزي به عنوان واحدهاي فضا وجود دارند كه اندازه آنها درمقياسده بتوان 33- سانتي متر است.
    اين عدد ده به توان بيست مرتبه كوچك تر از هسته اتماست: اين عدد چنان كوچك است كه تصور آن هم مشكل است، براي آشنايي بيشتربا ذهنمي توان گفت اگر هسته اتم آنچنان بزرگ شود كه وسعتي برابر يك شهر بزرگ را داشتهباشد آن وقت واحد فضا برابر هسته يك اتم خواهد بود. در اين صورت با مسئله جديديمواجه مي شويم، حتي اگر چنين ساختارهاي ريزي وجود داشته باشد، ماهيت آنها بايد ورايدرك ما از فضا و زمان باشد.

    آيا مناطقي وجود دارد كه نور آنها پس از گذشت ده ميليون ساليا از زمان انفجار بزرگ هنوز هم فرصت كافي نداشته است كه به ما برسد؟ متأسفانه درمورد اين مسئله جواب روشن و قاطعي وجود ندارد. با اين همه از لحاظ نظري هيچمحدوديتي در مورد گستره جهان ما (در فضا و نسبت به زمان هاي آينده) و در مورد اينكهچه چيزي ممكن است در آينده هاي دور به چشم ما برسد، وجود ندارد. در حقيقت جهان رامي توان بسيار گسترش داد. ميزان گسترش آن به چند ميليون سال دورتر از حوزه قابلرويت توسط ما محدود نمي شود بلكه مي توان آن را به ميزان ده به توان چند ميليون سالهم گسترش داد.
    اما اين هم تمامي ماجرا نيست. ممكن است، جهان ما حتي اگر گسترشيافته و دورتر از افق ديد فعلي ما قرار گيرد، خود عضوي از يك مجموعه بزرگ تر ونامحدود باشد. مفهوم «multivers»در مقابل «universe» ، نتيجه توسعه طبيعي تئوري هاي كيهان شناسي موجود است. اينتئوري ها داراي اعتبارند، زيرا مي توانند پديده هايي را كه مشاهده مي كنيم تفسيركنند. قوانين فيزيكي و هندسه ممكن است در جهان هاي ديگر متفاوت باشد.چيزي كهجهان ما را از ساير جهان ها متمايز مي كند ممكن است همين شش عدد باشد.

    1- عدد كيهاني امگا نشان دهنده مقدار ماده ـ كهكشان ها، گازهايپراكنده و «ماده تاريك» ـ در جهان ماست. امگا اهميت نسبي گرانش و انرژي انبساط درجهان را به ما ارائه مي دهد جهاني كه امگاي آن بسيار بزرگ است، بايستي مدت ها پيشاز اين درهم فرورفته باشد، و در جهاني كه امگاي آن بسيار كوچك است، هيچ كهكشانيتشكيل نمي شود. تئوري تورم انفجار بزرگ مي گويد، امگا بايد يك باشد؛ هر چنداخترشناسان درصددند مقدار دقيق آن را اندازه بگيرند.
    2- اپسيلونبيانگر آن است كه هسته هاي اتمي با چه شدتي به يكديگر متصل شده اند و چگونه تمامياتم هاي موجود در زمين شكل گرفته اند. مقدار اپسيلون انرژي ساطع شده از خورشيد راكنترل مي كند و از آن حساس تر اينكه، چگونه ستارگان، هيدروژن را به تمامي اتم هايجدول تناوبي تبديل مي كنند، به دليل فرآيندهايي كه در ستارگان روي مي دهد، كربن واكسيژن عناصر مهمي محسوب مي شوند ولي طلا و اورانيوم كمياب هستند. اگر مقداراپسيلون 006/ يا 008/ بود ما وجود نداشتيم. عدد كيهانيe توليد عناصري را كه باعث ايجاد حيات مي شوند ـ كربن،اكسيژن، آهن و... يا ساير انواع كه باعث ايجاد جهاني عقيم مي شود را كنترل مي كند.
    3- اولين عدد مهم تعداد ابعادفضا است. ما در جهاني سه بعدي زندگي مي كنيم. اگر D برابر دو يا چهار بود امكانتشكيل حيات وجود نداشت. البته زمان را مي توان بعد چهارم فرض كرد، اما بايد در نظرداشت بعد چهارم از لحاظ ماهيت با ساير ابعاد تفاوت اساسي دارد چرا كه اين بعدهمانند تيري رو به جلو است، ما فقط مي توانيم به سوي آينده حركتكنيم.
    4- چرا جهان پيرامون اينچنين وسيع است كه در طبيعت عدد مهم و بسيار بزرگي وجود دارد. N نشان دهنده نسبتميان نيروي الكتريكي است كه اتم ها را كنار يكديگر نگاه مي دارد و نيروي گرانشيميان آنهاست. اگر اين عدد فقط چند صفر كمتر مي داشت، فقط جهان هاي مينياتوري كوچك وبا طول عمر كم مي توانست به وجود آيد. هيچ موجود بزرگ تر از حشره نمي توانست بهوجود آيد و زمان كافي براي آنكه حيات هوشمند به تكامل برسد در اختيار نبود.
    5- هسته اوليه تمام ساختارهاي كيهاني ـ ستاره ها، كهكشان ها وخوشه هاي كهكشاني ـ در انفجار بزرگ اوليه تثبيت شده است. ساختار يا ماهيت جهان بهعدد Q كه نسبت دو انرژي بنيادين است، بستگي دارد. اگر Q كمي كوچك تر از اين عدد بودجهان بدون ساختار بود و اگر Q كمي بزرگ تر بود، جهان جايي بسيار عجيب و غريب به نظرمي رسيد، چرا كه تحت سيطره سياهچاله ها قرار داشت.
    6- اندازه گيري عددلاندا در بين اين شش عدد، مهم ترين خبر علمي سال ۱۹۹۸ بود، اگرچه مقدار دقيق آنهنوز هم در پرده ابهام قرار دارد. يك نيروي جديد نامشخص ـ نيروي «ضدگرانش» كيهاني ـميزان انبساط جهان را كنترل مي كند.
    خوشبختانه عدد لاندا بسيار كوچك است. درغير اين صورت در اثر اين نيرو از تشكيل ستارگان و كهكشان ها ممانعت به عمل مي آمد وتكاملكيهاني حتي پيش از آنكه بتواند آغاز شود، سركوب مي شد.

  3. #3
    مدیر بازنشسته آواتار khatere
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    موقعیت
    مشهد
    ارسالها
    1,787
    تشکر
    8,640
    تشکر شده 6,702 بار در 1,937 پست

    پیشفرض

    [برای مشاهده لینک ها باید به خانواده بزرگ پرشین وی بپیوندید. ]
    عدد 13 از دوران قدیم ویژگی خاصی داشت ؛ نحس یا مقدس.ولی چیزی که در ریاضیات از این عدد می دانیم هیچ کدام از اینها نیست بلکه این عدد هم مثل بقیه اعداد فقط یک عدد است.ولی بعضی ها تحت تاثیر خرافات قرار گرفته اند و بعضی خواص ریاضی این عدد را پیدا کرده اند .به هر حال این خواص هیچ ربطی به نحس و مقدس بودن 13 ( البته به نظر من) ندارد.
    آنچه در ادامه خواهيد خواند جادوی 13 است كه به نظر جالب مي رسد !!!

    ● 13 عدد اول است.
    ● 1-13^۲ عدد اول مرسن است.
    ● 13جسم ارشميدسي موجود است. (اجسام ارشميدسي اجسامي هستند كه وجوه آنها چند ضلعي بوده، نه لزوما از يك نوع ، و كنجهاي آنها مساوي هستند.)
    ● عدد 13كوچكترين Emirp است. (Emirp عدد اولي است كه اگر ارقام آن را معكوس كنيم مجددا عددي اول خواهد بود مثلا اعداد 13، 17،31، 37،.....)
    ● 169=13۲ بامعكوس كردن ارقام آن داريم:
    961="2^31 يعني رقم هاي آن مجددا معكوس مي شود."
    ●2^13، 1+!12 را عاد مي‌كند.
    ● 13عدد Happy است.(براي دانستن اين كه عددي Happy است، مجموع مربعات رقمهاي عدد را پيدا كرده و دوباره مجموع مربعات عدد بدست آمده را حساب مي‌كنيم با ادامه اين روند اگر به عدد 1 دست پيدا كرديم آنگاه به آن عدد Happy گفته مي‌شود. مثلا براي عدد سيزده 10="2^3+2^1 و 1=2^0+2^1 بنابراين13" عدد Happyاست.)
    ● 13نيمي از 3^3+ 3^1- است.
    ●شاخه زيتوني كه در پشت دلارهاي آمريكا كشيده شده است 13 برگ دارد.
    ●2^13عدد !(1 -13)+ 1را عاد مي‌كند بنابراين يك عدد اول ويلسون(Wilson Prime) است. ( هر عدد اول p كه،p و p^2، مقدار p-1)!+1 ) را عاد كنند، عدد اول ويلسون ناميده مي‌شود. مثلا عدد 5 عدد ويلسون است. تنها اعداد شناخته شده 5 و 13و 563 است .)
    ●چرتكه چيني داراي سيزده ستون مهره‌ براي محاسبات است.
    13بزرگترين عدد اولي است كه مي تواند به دو عدد متوالي به صورت n^2+3 افراز مي شود.(آيا مي توانيد اثبات کنيد؟)
    ● 1+13- 13^13 عدد اول است.
    ● نخستين حفره‌ي اول با طول سيزده بين دو عدد 113و 127اتفاق مي‌افتد. (منظور از حفره‌ي اول تعداد اعداد مركب بين دوعدد اول متوالی است.)
    ● 13 كوچكترين عدد اول جايگشت‌پذير (Permutable Number) است. ( اين اعداد، اعداد اولي حداقل با دو رقم مجزا هستند كه با تجديد آرايش در رقم هايشان همچنان عددي اول باقي مي مانند مثلا براي عدد 337 ، 733 و 373 و 337 عدد اول است از ديگر اعداد از اين قسم مي‌توان به 13,17,37,79,113,119و جايگشتهاي آن اشاره كرد.)
    ● هشت عدد اول ديگر مي‌تواند به وسيله تغيير يك رقم از 13 توليد شود.{11, 17, 19, 23, 43, 53, 73, 83}
    ● نخستين بار پرچم امريكا 13 ستاره و 13 خط داشت كه نشان دهنده تعداد مستعمرات اصلي اين كشور بود.
    ● عدد 13 كوچكترين عددي است كه ارقام آن در پايه چهار معكوس 13 است. ( 13 در پايه چهار 31 است.)
    ● رويه‌ي بيضوي روي اعداد گويا كه داراي نقطه‌ي گويا از مرتبه‌ي 13 باشد موجود نيست.
    ● 2^13= 19+...+8+7
    ● عدد 2^13توسط مربعات مجزاي اعداد 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 بيان مي‌شود.
    ●طولاني ترين ركورد پرواز يك جوجه 13 ثانيه است .

  4. #4
    مدیر بازنشسته آواتار khatere
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    موقعیت
    مشهد
    ارسالها
    1,787
    تشکر
    8,640
    تشکر شده 6,702 بار در 1,937 پست

    پیشفرض

    [برای مشاهده لینک ها باید به خانواده بزرگ پرشین وی بپیوندید. ]
    شايد تا کنون شده باشد که در مواقعی که بيکار هستيد يا اينکه انتظار خبر مهمی را می کشيد برای سرگرم کردن خودتان کاغذی را که در اطرافتان هست برداريد و شروع به تا کردن آن کنيد و بعد از چند بار متوجه شويد که ديگر نمی شود کاغذ را تا کرد. در اين صورت يا از تا کردن کاغذ منصرف می شويد يا آن را باز می کنيد و دوباره شروع به تا کردنش می کنيد... البته ممکن است قبل از اينکه به آن زمان برسيدخبر مهم به شما داده شود و کاغذ را به جای اولش برگردانيد !!! اين مسئله را همه ما تجربه کرده ايم اما شايد هيچ کدام از ما به طور جدی روی آن فکر نکرده باشيم.
    اگر ورق را هر بار طوری تا کنيد که اندازه آن نصف شود بيش از ۷ يا ۸ بار نمی توانيد آن را تا کنيد. مهم نيست ورق اوليه شما چقدر بزرگ باشد. شايد تا به حال اين قضيه را شنيده باشيد و سعی کرده باشيد که آن را امتحان کنيد و متوجه شده باشيد که تا کردن کاغذ بيش از۷ يا ۸ بار بسيار سخت است. آيا می توان گفت که اين اعداد يک محدوديت مستدل و عمومی برای تا کردن کاغذ هستند؟
    فرض کنید شما کاغذی را انتخاب کرده ايد که دارای پهنای w و ضخامت t است . اگر شما شروع به تا کردن ورق از يک سمت بکنيد وقتی به جايی برسيد که ديگر نتوانيد کاغذ را تا کنيد يک نوار باريک خواهيد داشت.
    با هر تا کردن ضخامت کاغذ دو برابر می شود و پهنای آن نصف خواهد شد. يعنی بعد از N بار تا کردن ضخامت 2n خواهد بود و البته مشخص است که پهنا ۰.۵n می شود
    اگر با کاغذی به پهنای 11cm و ضخامت 0.002cm اين کار را انجام دهيد بعد از 7 بار تا کردن نسبت t/w برابر 1/6 می شود. اين بدان معنيست که اندازه ضخامت از پهنا بيشتر می شود و در نتيجه ديگر قادر به تا کردن کاغذ نخواهيد بود. اگر اين کاغذ را 50 بار بزرگتر کنيد شايد بتوانيد آن را تا ۱۰ بار هم تا کنيد.
    اگر به صورت متناوب کاغذ را از عرض و طول تا کنيد ممکن است تعداد دفعات بيشتری بتوانيد به تا کردن کاغذ ادامه دهيد. در اين صورت هر بارضخامت دو برابر می شود در صورتی که پهنا هر دو دفعه يک بار نصف می شود.
    چندين سال پيش هنگامی که بريتنی گاليوان در دبيرستان درس می خواند با اين مسئله رو به رو شد که چگونه کاغذی را ۱۲ بار تا کند . او بايد برای گرفتن نمره از يکی از کلاسهايش اين مسئله را حل می کرد. بعد از آزمايش راه های مختلف او موفق شد که ورقه نازکی از طلا را ۱۲ بار تا کند. اما مسئله طرح شده در باره کاغذ بود و نه طلا.
    گاليوان بر روی معادله تعداد دفعاتی که می توان يک کاغذ با اندازه معين را تا کرد کار کرد.

    که در آن L کمترين درازای کاغذ، t ميزان ضخامت کاغذ و n تعداد دفعاتی است که می توان کاغذ را تا کرد. واحد t و L بايد يکسان باشد.
    براي يک طول و ضخامت معين عبارت *******بيانگر آن است که صفحه بعد از n بار تا کردن چند برابر کوچک شده است. با n=0 شروع می کنیم و به همين ترتيب به رشته ای از اعداد به اين صورت می رسيم:
    0, 1, 4, 14, 50, 186, 714, 2794, 11050, 43946, 175274, 700074, 2798250, . . .
    اين به اين معنی است که در تای دوازدهم 2798250 برابر مقدار کاغذی که در تای اول از دست می رود از دست خواهد رفت.
    گاليوان در کتابی با نام ((Historical Society ofPomona Valley)) چگونگی به دست آوردن اين معادله و تلاشش برای حل مشکل را توضيح داده است. بالاخره در June 2002 گاليوان يک کاغذ بزرگ را ۱۲بار تا کرد.
    راستی اگر از دید دیگری مسئله را نگاه کنیم باز هم جالب خواهد بود. منظورم این است که اگر تا کردن کاغذ را با ارتفاع بسنجیم بعد از ۱۰ بار تا کردن ضخامت کاغذ بدست آمده ۱۰۲۴ برابر حالت اولیه می شود و در مرحله ۱۱ ام۲۰۴۸ و در مرحله ۱۲ ام ۴۰۹۶
    یعنی در مرحله دوازدهم باید ۴۰۹۶ برگ را تا کنیم که ضخامتی برابر با حدود ۵۰ سانتی متر که کار خیلی دشوار و تقریبا ناممکن است

  5. #5
    مدیر بازنشسته آواتار khatere
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    موقعیت
    مشهد
    ارسالها
    1,787
    تشکر
    8,640
    تشکر شده 6,702 بار در 1,937 پست

    پیشفرض


    فرضیه چهار رنگ چیست ؟

    قضیه چهار رنگ به صورت ساده این است: یک نقشه داریم. ثابت کنید می توان کشورها را با 4 رنگ، رنگ کرد به صورتی که هر دو کشور مجاور ناهمرنگ باشند. این مسله برخلاف ظاهر ساده اش سال ها فکر دانشمندان را به خود مشغول داشت تا در حدود 1976 چند دانشمند بعد از این که 25 سال از عمرشان را وقف اثبات این نظریه کردند، توانستند ثابت کنند که اگر برای حدود 10000 نقشه (گراف) ای که لیست شده بودند این کار امکان پذیر باشد آنگاه برای همه ی نقشه ها این کار ممکن است. این تعداد نقشه با کمک کامپیوتر و برنامه ای که آن ها نوشته بودند ، طی روزها تلاش کامپیوتر حل شد. آن ها در واقع در ابتدا قصد استفاده از کامپیوتر را نداشتند ولی ناچار به این کار شدند. بعد کسانی پیدا شدند و گفتند این که نشد اثبات و این دو نفر کلی تلاش کردند که آن ها را قانع کنند که این هم اثبات است و از اثبات 1000 صفحه ای یک قضیه بدتر نیست. ولی هنوز هم دانشمندان در حسرت یک اثبات ساده برای این قضیه هستند. اثباتی که روی کاغذ باشد!
    نکته ی دیگر این که این مسله با کمک نظریه گراف حل شد.

  6. #6
    مدیر بازنشسته آواتار khatere
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    موقعیت
    مشهد
    ارسالها
    1,787
    تشکر
    8,640
    تشکر شده 6,702 بار در 1,937 پست

    پیشفرض

    [برای مشاهده لینک ها باید به خانواده بزرگ پرشین وی بپیوندید. ]

    در ریاضیات چند عدد وجود دارد که بسیار مهمند، حتی از نظر تاریخی.در این قسمت می خواهم در مورد عدد معروف پی براتون مطالبی ارائه کنم .امیدوارم خوشتون بیاد.


    فیلم "پی _ Pi"

    كارگردان:دارن آرنوفسكي ,بازيگران:شان گولت-1997

    «اسرار جهان را نه تو داني و نه من»


    چندين سال پيش از اين يونانيان نوعي رموز ماورايي را در هندسه پيدا كردند.حال در آستانه هزاره سوم ميلادي ،دارن آرنوفسكي قهرمانش را به جنگ شياطين فرستاده چون او به كشف عددي كه راز آفرينش را در خود نهفته دارد بسيار نزديك شده است....

    تيتراژ فيلم يادآور كارهاي فينچر است كه با يك آهنگ رازگونه عدد پي را در چندين خط محاسبه مي كند گويي مي خواهد بگويد: اين راز همچنان ادامه دارد.مكس ،رياضيدان نابغه اي است كه سعي در كشف الگوهاي رياضي در تمامي مظاهر هستي دارد.او به همراه ابر كامپيوترش Euclid(اقليدس)قادر به محاسبه الگوي نهفته در پس تجارت كالاها خواهد شد كه به او اين امكان را مي دهد كه آينده بازار را به دقت پيشگويي كند.موفقيت او توجه گروههاي وال استريت را كه به دنبال فرمولي براي بازار هستند و نيز گروهي مخفي از يهوديان را كه به دنبال كليد اسم اعظم خدا هستند به خود جلب مي كند....
    مكس از سردردهاي مزمن رنج مي برد و با مسكنهاي مختلف سعي در تسكين دردهايش دارد.مكس همچون پيامبر معاصر است كه تمامي الام بشري را تحمل مي كند و به مبارزه با گروههاي تندرو مذهبي و شيطانهاي برون و درونش مي پردازد.مكس اسير دانسته هايش است و اين موضوع را در ابتداي فيلم مي بينيم كه او را در پشت نرده ها در حال حركت نشان مي دهد در حالي كه مردم عادي در بيرون در حال ورزش هستند.دوست مكس كه چهل سال را صرف يافتن راز عدد پي كرده به او مي گويد كه تو خيلي بالا پرواز مي كني.مواظب باش بالهايت نسوزد.
    you fly too high.You`ll get burned. (همچون ايكاروس) او مانند داداشي در داستان پري گويي اين مراحل را گذرانده است.
    در فيلم رويا و واقعيت درهم مي آميزد و كابوسهاي مكس و زندگي واقعيش در هم مي آميزد.در صحنه اي او مغز تپنده اش را در ايستگاه مترو مشاهده مي كند و با قلم به آن مي زند كه صداي قطار به گوشش مي رسد انگار مي خواهد بگويد كاري با اين راز نداشته باش و در صحنه اي ديگر مغزش را در دستشويي در محاصره مورچه ها مي بيند كه آن را در هم مي كوبد....گويي مي خواهد از شر اين نبوغ ناخواسته رهايي يابد.صحنه هاي فيلم مملو از تصاوير نقطه ديد تب آلود مكس است كه با دوربين روي دست برداشته شده است.در اين چشم اندازها حتي ديوارهاي شهر هم پوشيده از نوشته است و در تمامي اين لحظات هم موسيقي بر تعليق فيلم مي افزايد.كلا موسيقي فيلمهاي آرنوفسكي همچون يك ترجيع بند است كه همراه با تنهايي و استيصال قهرمانش گويي مي خواهد نه شاهد مرگ تدريجي كه شاهد مرگ هزار باره او باشد.علاوه بر اين فيلمبرداري سياه و سفيد فيلم و نورپردازي آن اشاره اي به فيلمهاي اكسپرسيونيستي چون مطب دكتر كاليگاري است.اوج تصوير برداري فيلم زماني است كه دوربين كمي از چهره مكس پايين تر قرار گرفته و او را در پسزمينه اي سفيد نشان مي دهد كه بعد تصوير سفيد مي شود....گويي از ابتدا هيچ نبوده است.فيلمبرداري معركه روي دست ،بخصوص در هنگام تعقيب و گريزها و بحرانهاي مكس بخوبي درماندگي او را نمايش مي دهد.
    در پايان به نظر مي رسد كه مكس دست از جستجو در اسرار الهي بر مي دارد و رستگار مي شود.او در پاسخ رهبر يهودي كه عقيده دارد يك انسان پاك بايستي اين رمز 216 رقمي را براي ظهور مسيح بگويد مي گويد كه من ملكوت آسمانها را ديده ام...من همه چيز را ديده ام.و وقتي كه اصرار مي كنند مي گويد اين فقط يك عدد است نه چيز ديگر.در هر حال مكس با مته مغزش را سوراخ مي كند و در پاسخ دختر بچه شرقي كه از او يك حاصلضرب را مي پرسد يك پاسخ ساده مي دهد كه بايد در برابر عظمت دنيا بدهد:نمي دانم!



    pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi pi
    عدد پی
    يونان باستان مساحت هر شكل هندسي را از راه تربيع آن يعني از راه تبديل ان به مربعي هم مساحت بدست مي آوردند.از اين راه توانسته بودند به چگونگي محاسبه هر شكل پهلو دار پي ببرند . آن گاه كه محاسبه مساحت دايره پيش امد دريافتند كه تربيع دايره مسئله اي ناشدني مي نمايد . در هندسه اقليدسي ثابت شده بود كه نسبت محيط هر دايره به قطر آن عدد ثابتي است . و مساحت دايره از ضرب محيط در يك چهارم آن بدست مي ايد و مسئله بدان جا انجاميد كه خطي رسم كنند كه در ازاي آن با آن مقدار ثابت برابر باشد رسم اين خط ناشدني است .سرانجام راه چاره را در آن ديدند كه يك مقدار تقريبي مناسب براي آن مقدار ثابت بدست آورند .
    ارشميدس كسر بيست و دو هفتم را بدست آورد كه ساليان دراز آن را به كار مي بردند .پس از آن و براي محاسبات دقيقتر كسر سيصد و پنجاه و پنج بر روي صد و سيزده را به كار بردند. اختلاف بين عدد پي و مقدار تقريبي سيصد و پنجاه و پنج بر روي صد و سيزده فقط حدود سه ده ميليونم است .
    رياضي دان بزرگ ايراني جمشيد كاشاني براي نخستين بار مقدار ثابت نسبت محيط به قطر دايره را بدست آورد كه تا شانزده رقم پس از مميز دقيق بود اين رياضي دان و منجم مسلمان ايراني توانست مقدار دوبرابر پی راتا شانزده رقم اعشار در رساله محيطيه برابر 6.2831853071795865 بدست آورد .
    در جمله ي زير هرگاه تعداد حرف هاي كلمه ها را در نظر بگيريد مقدار عدد پي تا ده رقم پس از مميز بدست خواهد آمد :

    خرد و بينش و آگاهي دانشمندان ره سر منزل مقصود به ما آموزد
    حال امروزه در محافل بین المللی و مجامع ریاضی دوست روز سوم ماه مارس هر سال را به عنوان روز عدد پی در نظر میگیرند.(3/14 این تاریخ روز سوم مارس هست که همان مقدار عدد پی نیز میباشد.به این دلیل سوم مارس شده روز پی).در این روز برنامه های متنوعی اجرا میشود . از قبیل مسابقات ریاضی و مسابقه سیب خوری و... .
    روز عدد پی بر همگان مبارک باد.
    و اما یک نکته. ایا شده تا بحال از خودتون بپرسید که این پی 3.14 هست یا 180 درجه .خوب جریان 3.14 رو که خوندین.حالا نوبت به 180 میرسه .میدونید که محیط دایره 360 درجه هست .حال اگر ما بر روی محیط دایره (شعاع دایره یک سانتیمتر باشد)هر یک سانتیمتر را جدا کنیم مشاهده میشود دایره به 6.28 قسمت تقسیم میشه .اونوقت نصف دایره میشه 3.14 قسمت که 180 درجه هست.

    راستی( داشت یادم می رفت)

    يه آقاي ايراني ادعا كرده كه عدد پي 3.15 هست نه 3.14 Click here to enlarge
    و با محاسبات هم نشون داده Click here to enlarge

    اينم سايتش [برای مشاهده لینک ها باید به خانواده بزرگ پرشین وی بپیوندید. ]
    اگه اينطوري باشه يه تحول بزرگ در رياضيات بوجود مياد Click here to enlarge

    نظر شما چيه

    كاش يكاري ميكرد عدد پي اصلا از رياضيات حذف ميشد فكرشو بكن چي ميشد Click here to enlarge

    سينوس كسينوس پر - بخش زيادي از حسابان پر -بخش هايي از ديفرانسيل پر -ديگه همه چي پر Click here to enlarge

  7. #7
    مدیر بازنشسته آواتار khatere
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    موقعیت
    مشهد
    ارسالها
    1,787
    تشکر
    8,640
    تشکر شده 6,702 بار در 1,937 پست

    پیشفرض

    [برای مشاهده لینک ها باید به خانواده بزرگ پرشین وی بپیوندید. ]
    به زبان ساده تنگرام (Tangram) عبارت است از یک معمای چینی که می گوید یک مربع را می توان به ۵ مثلث، یک مربع و یک لوزی چنان کاهش داد، طوری که طرز آرایش این اشکال در کنار هم می تواند متفاوت از هم باشد، ولی در کل شکل نهایی یک مربع است. این تعریف کمی گنگ است، لذا به سراغ جستار فنی تر می رویم:
    تنگرام، ترکیبی از قطعات چندضلعی صفحه مانندی است به نحوی که اضلاع این چندضلعی ها منطبق بر همدیگر هستند. در کل ۱۳ تنگرام محدب وجود دارد (یک تنگرام محدب شامل یک مجموعه از قطعات تنگرام است که در یک چند ضلعی محدب ([برای مشاهده لینک ها باید به خانواده بزرگ پرشین وی بپیوندید. ]) مانند مربع چیده شده اند).
    جالب است بدانید که شکل راست در زیر (مربوط به یک تنگرام با اجزای رنگ شده) علامت ویژه یا به اصطلاح لوگوی شرکت خدمات آب و برق ... Illinois Power در آمریکا است.
    Click here to enlarge

  8. #8
    مدیر بازنشسته آواتار khatere
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    موقعیت
    مشهد
    ارسالها
    1,787
    تشکر
    8,640
    تشکر شده 6,702 بار در 1,937 پست

    پیشفرض

    باز هم عدد 13
    اگر از كوچه پس كوچه‌های قدیمی شهرآنجایی كه هنوز رگه‌هایی از خانه‌های قدیمی كاهگلی یافت می‌شود گذر كنیم هنوز هم پلاكهای خانه‌هایی را می توان دید كه روی آن 1+12 به جای سیزده نوشته شده است، علت آن را در اعتقادات مردم می توان یافت تحت این عنوان:نحس بودن 13 !
    آنچه در ادامه خواهید خواند جادوی 13 است كه به نظر جالب می رسد !!!

    ●131211109876543212345678910111213عدد اول است.


    ● معكوس عدد 2^13 عددی اول است.


    ● ELEVEN + TWO = TWELVE + ONE(عبارت فوق تحریفی از حل معادله‌ی 13 است.)

    ● 13كوچكترین عدد اولی است كه از مجموع مربعات دو عدد اول مجزا یعنی 2^3+2^2 بدست می آید.


    ●اقلیدس و دیافانتی هر كدام 13 كتاب نوشته‌اند.


    ●با به كار بردن نخستین سه عدد اول داریم : 13="5+3^2



    ●فیلم" 13 نوامبر" ، آلفرد هیچكاك هیچگاه به پایان نرسید.


    ● بعضی از افراد فكر می كنند كه عدد 13 عددی نحس است.


    ●مجموع نخستین 13عداد اول برابر 13 امین عدد اول است.


    ●رساله 13 جلدی Almagestبزرگترین كار بطلمیوس بود. قضیه‌ی ریاضی را با توجه به حركتهای ماه ،خورشید و سیاره ها را فراهم ساخت.


    ● مجموع باقی مانده های حاصل از تقسیم عدد 13 برنخستین اعداد اول تا 13 برابر 13 است.


    ● 13كوچكترین عدد اولی است كه مجموع ارقام آن مربع است.


    ●13كوچكترین عدد اولی است كه به شكل p^2+4( كه p اول است) نوشته می شود.


    ● اویلر 13 فرزند داشت كه 5 فرزند او به سن نوجوانی رسیدن و تنها 3 نفر باقی ماندند.


    ● مجموع توانهای چهارم نخستین 13عدد اول به علاوه‌ی عدد یك ، عددی اول(6870733) است.


    ● 13 كوچكترین عدد اول ***tanاست این عدد برابر است با :
    (p = (x^6+y^6)/(x^2+ y^2


    ● اگر برای عدد اول pداشته باشیم:p-1)!="-1 " mod p^2 ) آن عدد، عدد ویلسون است. ( تنها اعداد شناخته شده 5 ،13 و 563 است.)


    ● (13+1)13-13^(13+1) عددی اول است.


    ● بد یمن بودن روز جممعه ایی كه 13امین روز ماه باشد یكی از خرافات رایج در جوامع است.

    ●13كوچكترین عدد اولی است كه به صورت مجموع مجزا از اعداد اول به شكل 4n+3نیست.


    ●به طور طعنه آمیز گفته می شود كه : 13 ، 15 امین عدد خوشبختی است.


    ●13بزرگترین عدد اول فبوناچی است كه(13)Fاول است. ●13 از متصل شدن دو عدد نخست مثلثی ساخته می‌شود.( 1, 1+2, 1+2+3 ... اعداد مثلثی هستند.)

    ● مجموع نخستین 13 عدد اول 238كه مجموع ارقامش 13 است.

    ● .به طور طبیعی هر سال 12 ماه دارد اما در حقیقت 13 ماه داریم تعجب نكنید ماه آسمان را فراموش كردید با دوازده ماه سال 13 می شود.

    ● 13="2^3+1^3+0^3

    ● كوچكترین عدد اولی است كه به صورت مجموع دو عدد اول ( 2+11) نمایش داده می‌شود و همچنین كوچترین عدد اولی است كه به صورت مجموع دو عدد مركب (4+9 ) نوشته می‌شود.


    ● 13بزرگترین عدد اول مینیمال در پای 3 است.

    ● 13/13333333333333 عدد اول است. (توجه كنید كه تعداد ارقام 3 بعد 1 ، 13 عدد است.)

    ● 13="3+7+3(توجه" كنید كه3^13="(7+3)+7^3)

    ● 0^10+2^10+3^10+5^10+7^10+11^10+13^10عدد" اول است كه بزرگترین عدد اول نا تیتانیك (Titanic Number) است. ( NumberTitanicاعداد اولی هستند كه تعداد ارقام آن بیشتر از 1000 است.)

    ● 13-13^2عدد اول است.

    ● 13+13+13/13+13*13+!13+13^13 و13+13+13/13+13*13+13^13 دو عدد پانزده رقمی اول هستند.

    ● 13جوابی برای معادله‌ی دیوفانتوسی (Diophantine Equation) z^2="x^3-y^3" است. یعنی؛ 3^7-3^8="2^13

    ● 13/(13+13+13+13+13+13+13+131313+13^13) عددی اول است كه شامل 13بار تركیباتی از عدد 13 است مثلا 131313سه بار 13 در آن آمده است.

    ● ماموریت قمر" آپولو 13" در مسیر ماه بی نتیجه ماند علت انفجار در قسمتی از سفینه بود . نكته جالب این است كه این قمر در ساعت 13Click here to enlarge پرتاب شده بود و این اتفاق در 13 اوریل شكل گرفت. ( احتمالا روز جمعه!!!!!!!!)

    ● 13امین عدد اول مرسن عدد 1-521^2 و 13امین عدد لوكاس (Lucas Number) عدد521است.)اعداد لوكاس اعدادی هستند كه به نام ریاضیدان فرانسوی EdouardLucasنامگذاری شده اند و در دنباله 1 و3و4و7 و11و.... قرار دارند این دنباله به صورت ذیل ساخته می شود كه جمله اول 1 و دومین جمله 3 جمله های بعدی از مجموع دو جمله قبلی ساخته می شود مثلا جمله سوم مجموع جمله اول با دوم یعنی 1+3 است.


    ● (13="(!3*!1)+(!3+!1)13" و 31تنها اعداد مرسن Emirp شناخته شده هستد.

    ● 13كوچكترین عدد اولی است كه به شكل p^2+pq+p نوشته می‌شود.

    ● معكوس ((1+13^13)^13) یك عدد Brilliantاست. ( به اعدادی Brilliantگویند كه دو فاكتور اول با طول یكسان دارند.)



  9. #9
    مدیر بازنشسته آواتار khatere
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    موقعیت
    مشهد
    ارسالها
    1,787
    تشکر
    8,640
    تشکر شده 6,702 بار در 1,937 پست

    پیشفرض

    عدد سيزده شوم است؟

    عدد 13 نزد اClick here to enlarge ملل، نحس، شوم و نامبارك شمرده می ‌شود و در طول قرنها سعی شده از استفاده از این عددپرهیزشود.

    اما عدد 13 سكه ای است كه دو رو دارد. به طور مثال در ورق تاروت كارت 13، كارت مرگ است كه درعین حال نشان دهنده تولد دوباره و نو شدن هم هست.

    (13) در واقع عدد سیزده یك نوشدن و زایش دوباره را تداعی می کند. می‌دانیم كه سیستم شمارس در برخی از نقاط دنیای باستان دوازده دوازدهی بوده، بنابراین عدد سیزده می تواند مفهوم پایان یك دوره و شروع دوره ی جدید را تداعی كند .

    عدد 13 همیشه با سحر و جادو در ارتباط بوده و عددی به شمار می آمده است كه اعتقاد داشتند از قدرت اسرارآمیزی برخوردار است. این عدد نشان معرفت درونی است كه به افرادی كه با آن آشنایی دارند، قدرت می خشد. عدد 13 ممكن است برای كسانی نحس باشد كه از رازهایی كه این عدد آشكار می كند؛ می ترسند ولی برای طرفداران علوم اسرارآمیز (همانطور كه همیشه نیز چنین بوده) عدد مقدسی است.

    شومی عدد سیزده چندین دلیل دارد:

    _ تعداد خدایان در یونان دوازده بوده اما وقتی سیزدهمی وارد می شود یكی از آنها را می كشد و خود به جای او می‌نشیند و از آن به بعد همه چیز به هم می ریزد و اوضاع خراب می شود.

    _ به قول (ویل دورانت) از آنجا كه دوازده عددی بوده كه به 2 و 3 و 4 و 6 بخش پذیر بوده و عدد كاملی به شمار می آمده و درست بعد از آن عدد سیزده است كه به هیچ كدام از آن اعداد بخش پذیر نیست، نحس شده است.

    _ مسحیان؛ یهودای خیانت كار را سیزدهمین آن دوازده نفر می دانند.

    _ در روز جمعه،13 اكتبر 1307 میلادی تعدادی از اعضای فرقه ای از صلیبیون نظامی قرون وسطی توسط فرمانداران فیلیب چهارم، شاه فرانسه دستگیر و محكوم شدند.

    _از آنجا كه این عدد را نحس می دانند، بعضی از معماران تا همین اواخر در بناها از ساخت طبقه سیزدهم پرهیز می كردند.

    _گاهی پلاك سیزده بر روی نشانی ها گذاشته نمی‌شود.

    _مسیحیان در یك اتاق و پشت یك میز، سیزده نفر (در ضیافت شام) نمی نشینند.

    _در هواپیمای ایرباس، صندلی شماره سیزده وجود ندارد.

    _سیزده در مسیحیت، عدد یهودا اسخریوطی است.

    _عدد اجتماع جادوگران نیز سیزده است.

    _در ایران هم در نگاه عامه مردم با شومی عدد سیزده مواجه می شویم.

    آن روی سكه 13

    سیزده در تقویم آزتك عدد مهمی محسوب می شود. این تقویم به ادوار سیزده روزه تقسیم شده است و در ضمن برای پیشگویی هم به كار می رفته است.

    در میان اسراییلیان باستان، سیزده مقدس بود، زیرا برای تابوت عهد، وجود سیزده چیز ضروری بود.

    همچنین این عدد بر طبق حروف ابجد، معادل احد (الف: 1، ح: 8، د: 4) و به معنی خداست.

    از طرفی اگر مسیح سیزدهمین نفر به اضافه دوازده حواری خود باشد دیگر این عدد نحس و شوم نیست و همچنین اگر خورشید را سیزدهمینِ دوازده صورت فلكی شناخته شده در آن زمان، بدانیم باز از شومی آن خبری نیست.

    عدد 13 در بسیاری از آداب و رسوم كه علم هندسه در آن ها به نوعی وجود دارد، نقش محوری داشته است، زیرا نمایانگر الگویی بوده كه در انسان، طبیعت و بهشت دیده می ‌شود. برای نمونه 13 مفصل اصلی در بدن آدمی وجود دارد. سال خورشیدی 13 مدار قمری دارد و ماه هر روز 13 درجه در آسمان حركت می كند.

    شاید دلیل دیگر اهمیت عدد 13، كاری است كه \"تریسی تویمان بر روی تقویم طلایی كه مبتنی بر مضرب های 13 نظیر 26 و 52 است، انجام داده است. تقویم امروز ما هنوز نشان هایی از این تقویم را در خود دارد. به این معنی كه اصل 52 هفته را درتقویم سال حفظ كرده است. بنابر اطلاعات موجود، قرن آزتك ها بر مبنای 52 سال استوار بوده است. بومیان جنوب آمریكا كه به امكان برخی مكاشفات در یك تاریخ خاص معتقد بودند طبق سنت، هر 52 سال تمدن خود را نابود می کردند.

    سیزدهمین الفبای ملل اسكاندیناوی «eiwaz» نامیده می‌شود كه مجموعه روش ها و باورها و رسوم مردم شمال اروپا را نشان می‌دهد و نمایانگر نقطه تعادل بین روشنایی و تاریكی، نیروی خلاق و مخرب، بهشت و زمین است كه در واقع به طور هم زمان پایان و شروع محسوب می شود و به یك اندازه برای مرگ و زندگی ابدی اهمیت قایل می شود.

    در نمادهایی كه در اسكناس یك دلاری وجود دارد، به طور اغراق آمیزی نقش عدد 13 دیده می شود. در واقع مفهوم عدد 13 در تاریخ آمریكا بسیار مستحكم است.عدد 13 در بسیاری از نمادهای یك دلاری آمریكایی به كار می رود (13 قوم اولیه آمریكا، 13 امضاكننده بیانیه استقلال، 13 نوار روی پرچم، 13 طبقه هرم، 13 ستاره در بالای سر عقاب، عبارت13 حرفیe pluribus unum، تعداد 13 پر تزیینی از پرهای موجود در طول هر یك از بال های عقاب، 13 نوار بر روی سپر، 13 برگ روی شاخه زیتون و تعداد 13 عدد پیكان.)

    بالای سر عقاب (واقع در پشت 1 دلاری) نیز سیزده ستاره وجود دارد كه به شكل یك ستاره داوود(خاتم سلیمان) چیده شده اند. این شكل به تعبیر «جوزف كمبل» می‌تواند نماد دموكراسی باشد، كه هركسی می‌تواند از هر موضعی (با توجه به 6 گوشه بالا و پایین و طرفین) سخن بگوید، زیرا ذهن او از حقیقت (مركز) جدا نشده است.

    و از طرفی با توجه به شكل خاتم سلیمان، سیزده نقطه داریم كه دوازده نقطه آن در محل تقاطع خطوط و یك نقطه نیز در مركز قرار دارد.

    در ایران و هند باستان، تعداد سال های جهان در آفرینش، 12000 سال انگاشته شده است. تعداد ماههای سال هم بر همین اساس (به ازای هر 1000 سال،یك ماه) دوازده ماه است. شاید در راستای همین باورها بوده كه اكنون در ابتدای سال شمسی، ایرانیان 12 روز و در ادامه، روز سیزدهم فروردین را تعطیل هستند. روز سیزدهم نمادی از آشوب آغازین قبل از آفرینش و البته شروع دوباره زندگی پنداشته می شود و این چنین است كه بعد از روز سیزدهم دوباره كار و تلاش در سال جدید آغاز می شود

  10. #10
    مدیر بازنشسته آواتار khatere
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    موقعیت
    مشهد
    ارسالها
    1,787
    تشکر
    8,640
    تشکر شده 6,702 بار در 1,937 پست

    پیشفرض

    نگرش یک ریاضیدان
    اگر

    A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

    برابر باشد با

    1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, 10, 11, 12, 13, 14, 15, 16, 17, 18, 19, 20, 21, 22, 23, 24, 25,26

    آیا برای خوشبختی و موفقییت تنها تلاش سخت كافیست؟

    تلاش سخت = (Hard work)

    H+A+R+D+W+O+ R+K

    8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%

    آیا دانش صد در صد ما را به موفقییت می رساند؟

    دانش = (Knowledge)

    K+N+O+W+L+E+ D+G+E

    11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%

    عشق چگونه؟

    عشق = (Love)

    L+O+V+E

    12+15+22+5=54%

    خیلی از ما فکر می کردیم اینها مهمترین باشند مگه نه؟

    پس چه چیز 100% را می سازد؟؟؟

    پول = (Money)

    M+O+N+E+Y

    13+15+14+5+25= 72%

    رهبری = (Leadership)

    L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P

    12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%

    اینها كافی نیستند پس برای رسیدن به اوج چه باید كرد؟

    نگرش = (Attitude)

    1+20+20+9+20+ 21+4+5=100%

    اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم زندگی 100% خواهد شد

    نگرش همه چیز را عوض می کند، نگاهت را تغییربده چشمهایت را دوباره بشوی همه چیز عوض می شود.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات تاپیک

Users Browsing this Thread

کاربراني که از تاپيک ديدن ميکنند 1 (0 عضو خانواده 1 مهمان عزيز ما)

کلیدواژه های این مبحث

قوانین ارسال

  • نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
  • نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •