سخنان بزرگان در مورد کوروش
تاکنون بسیاری از بزرگان علم و ادب و سیاست و متفکرین جهان در طول

قرون و در سرزمینها و کشورهای مختلف از کوروش با ستایش بسیار سخن

گفته اند،از سرداران نامی چون اسکندر و ناپلئون گرفته تا فرهیختگان علم و

ادب قرون.اما یکی دیگر از شخصیت های روحانی نیز پاپ کلمنتوس پنجم

است که به پادشاه ایران کوروش می نویسد:

برای ما همین قدر که تو جانشین عادل هستی کافی است که ترا با نظر احترام

بنگریم.

در تجلیل از کوروش سخنان بسیاری وجود دارد اما از آنجا که در اینجا مجال

نقل تمامی آنها نیست،پس چند گفته را بعنوان نمونه نظریات بزرگان غرب

درباره این قهرمان شرق نقل مینماییم ،باشد که به همین مقدار نیز پیش از پیش

به عظمت این ناجی بشر پی ببریم.

از بوسویه نویسنده و سخنران معروف فرانسه،این چند جمله را ترجمه کرده

اند:ایرانیان از دوران حکومت کوروش به بعد عظمت و بزرگواری معنوی

خاصی را اساس حکومت خود قرار دادند براستی چیزی عالی تر از آن

وحشت فطری نیست که ایشان از دروغ گفتن داشتند و همیشه آن را گناهی

شرم آور می دانستند؟ بوسویه ادامه میدهد: ایرانیان با بلند نظری که خوی

فطری این ملت بود با مغلوبین رفتاری مردانه داشتند. ایشان مردمی شریف و

آداب دان و نسبت به بیگانگان آزاد منش بودند،و مردمان شایسته و ارزنده را

می شناختند و از هیچ کوششی برای جلب ایشان فروگذاری نمی کردند. وی در

همین رابطه میگوید:ایرانیان از اصول دادگستری بخوبی باخبر بودند و

پادشاهان بزرگی داشتند که با دقتی شایان ذکر در اجرای این اصول مراقبت

میکردند. بزهکار را سخت کیفر می دادند،اما همیشه توجه داشتند که خطاهای

نخستین را آسان ببخشند و در عوض با مجازاتهای شدید از تکرار این گناهان

جلوگیری کنند.قوانین خوب فراوان داشتند که تقریبا همه آنها یادگار کوروش و

بعدا یادگار داریوش بود.دستورهای مشخصی برای حکومت و شوراها داشتند

و در همه مشاغل سلسله مراتب دقیقا رعایت می شد. وقتی می گفتند بزرگان

عضو شورای سلطنتی چشم و گوش پادشاه اند در واقع از این طرف به پادشاه

یادآور می شدند که وزرای او برای وی حکم خواص را برای بدن دارند،یعنی

وی باید به دست آنان کار کند و از جانب دیگر به وزیران می فهماند ند که

نباید به نفع خود کار کنند،بلکه باید به پادشاه که ریس ایشان است و به تمام

دستگاه حکومت و ملت خدمت کنند.

شاتوبراین نویسنده بزرگ فرانسوی نیز در خصوص کوروش بزرگ و

سرزمین ایران باستان و ایرانیان می گوید: کوروش بزرگ که تاج پادشاهی

ماد و پارس را بر سر نهاده بود بزرگترین امپراتوری دوران کهن را بوجود

آورد ولی اداره این امپراتوری را بر اساس حکومت مطلقه قرار نداد،زیرا

نیمی از قدرت به شورایی تعلق داشت که قسمتی از مقام سلطنت را تشکیل می

داد.از لحاظ عدل و قوانین که او برای حکومت وضع کرد و بعدا قوانین قضایی

حکومتی ایران شد ، قوانین بی آلایش بود.دستگاه عدالت با بی طرفی و وظیفه

شناسی کامل بدست قضاتی که از طبقه سالخوردگان برگزیده می شدند اداره

می گشت.در موارد خیلی مهم نیز دعوا را به حضور شاهنشاه میبردند.در آن

زمان شاید جامعه ایران بیش از هر جای دیگر در روی کره زمین به سوی

مدنیت پیش رفته بود.یک دستگاه اداری منظم تمام شیون امپراتوری را

هماهنگ با هم به فعالیت وا میداشت.ایالات به دست فرمانده هانی اداره می شد

که از طرف پادشاه تعیین می شدند و آن وسیله ای که تا به آنروز در نزد هیچ

ملت دیگر سابقه نداشت،یعنی دستگاه پست چاپار بود که کوروش آنرا بر

اساسی که امروز در نزد ملل عصر جدید معمول است بوجو آورد،و همین امر

اجزاء مختلف این بدن عظیم را به هم پیوندد می داد و آثاری که از این

امپراتوری باقی مانده از رواج و اهمیت هنرهای زیبا در قلمرو شاهنشاهی

کوروش حکایت میکند.او برای این حرکت خود از اسبهای تندرو استفاده

میکرد و در فواصل راهها مقرهایی ایجاد کرد که سواران و اسبهای تازه نفس

ادامه حرکت چاپار را انجام می دادند. شاید نقل این قطعه شعر کوچک و زیبا

از ویکتور هوگو نیز بی مورد نباشد.او در رابطه با کوروش می گوید: هم

چنان که کوروش در بابل عمل کرده بود ناپلون نیز آرزو داشت از سراسر

جهان یک تاج و تخت بسازد و از همه مردم گیتی یک ملت پدید آورد و باز در

همین رابطه نوشته ای است از یک اروپایی شهیر بنام کنت دوگوبینو که تحت

عنوان تاریخ ایران به چاپ رسیده است،می توان گفت که این کتاب یکی از

بهترین آثاری است که در باره کشور ایران نوشته شده است در خصوص

کوروش می گوید:اثری که کوروش در تاریخ جهان گذاشته بی شک یکی از

بارزترین آثاری است که تاکنون آدمی زاده ای در افکار میلیونها مردم دنیا

باقی نهاده است. از روزگار کوروش تاکنون دور زمان بکرات سپری

شده،ملل بسیاری پراکنده شده و جای خود را به دیگران سپرده اند اما در

میراثی که به نسلهای پیاپی منتقل شده همواره نام کوروش در ردیف با عظمت

ترین و درخشان ترین خاطره ها باقی مانده است.هر جا که پای تمدن غرب و

شرق بدان رسیده،اسم این پادشاه بزرگ آسیایی نیز دهان به دهان تکرار شده

است.